برکت؛ بستری برای توانمند سازی اقشار کم درآمد جامعه

درخواست حذف این مطلب
برکت؛ بستری برای توانمند سازی اقشار کم درآمد جامعه۳۰ mordad 1397آغاز راهhttps://goo.gl/qxks8mفروشگاه خیریه اینترنتی برکت به نشانی barkat.shop به نوعی محصول مسئولیت اجتماعی استارت آپ پوشه است. تیم برکت زیر مجموعه این استارت آپ شکل گرفته و در ابتدا توسط یک نفر نیروی فنی و یک نیروی اجرایی کار خود را آغاز کرد. وحید امین تبار و یوسف دهقان این فروشگاه را راه انداخته اند که وحید مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف خوانده و یوسف لیسانس هوافضای شریف و ارشد mba دانشگاه تهران دارد. فروشگاه خیریه اینترنتی برکت به نشانی barkat.shop به نوعی محصول مسئولیت اجتماعی استارت آپ پوشه است. تیم برکت زیر مجموعه این استارت آپ شکل گرفته و در ابتدا توسط یک نفر نیروی فنی و یک نیروی اجرایی کار خود را آغاز کرد. وحید امین تبار و یوسف دهقان این فروشگاه را راه انداخته اند که وحید مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف خوانده و یوسف لیسانس هوافضای شریف و ارشد mba دانشگاه تهران دارد. در ادامه راه محمدحسین احمدی پژوه به تیم اضافه شده که هوافضای شریف و ارشد mba دانشگاه تهران دارد. پروژه برکت کار در راستای بهبود شرایط زندگی افراد کم برخوردار جامعه شروع شده است. ایده از آنجایی شکل می گیرد که وحید تمایل داشت بخشی از زمان خود را صرف امور خیریه کند و شرکت آنها از او تقاضا می کند به جای اینکه عضوی از یک خیریه بشود، بستر فنی برای تسهیل کار همه خیریه ها را فراهم کند. از آنجایی که همه اعضای شرکت تمایل داشتند اتفاقی در این زمینه بیفتد و بستری فراهم شود تا بتواند درآمد پایداری را برای یک سری از افراد از طریق اشتغال زایی به جای کمک مستقیم مالی ایجاد کند و به نوعی ایده جمله معروف «به جای دادن ماهی، ماهیگیری یادش بده» را عملی کنند، تصمیم بر این می شود که برای توانمندسازی و اشتغال نیازمندان قدمی برداشته شود و از ظرفیت های فروش آنلاین و دنیای دیجیتال برای رونق بیشتر در این حوزه استفاده شود.برکت یک فروشگاه خیریه آنلاین برای تهیه اقلام اولیه طبخ غذا مثل پیاز داغ، سبزی خرد شده، رب گوجه فرنگی و غیره است و در واقع سعی دارد پلتفرمی برای اتصال خیریه ها به مشتری ها باشد. برکت بستری را فراهم کرده که مشتری ها از طریق وب سایت و اپلیکیشن بتوانند سفارش خود را ثبت کنند. بعد از آن این سفارش ها به یکی از خیریه های همکار برکت که کمترین فاصله را تا منزل مشتری دارد، اعلام می شود. خیریه مربوطه از قبل مددجوهای مخصوص این همکاری را مشخص و امکانات برای تهیه سفارش را به مددجو واگذار کرده و مددجو پس از دریافت سفارش نسبت به تهیه آن اقدام می کند و می تواند از این طریق کسب درآمد کند. از طرف دیگر مشتری با خرید از برکت، هم آشپزی آسان تر و سریع تری را تجربه می کند و هم به جای کمک نقدی مستقیم به نیازمندان، به اشتغال و توانمندی آنها کمک می کند. علاوه بر این، چون اقلام برکت به صورت خانگی و روزانه خرید و تهیه می شوند، کاملا سالم هستند و طعم غذای خانگی مشتری ها را حفظ می کنند. خیریه ها وظیفه تحقیق و پیدا کردن مددجوی واجد شرایط، بازدید از محل تهیه اقلام، نظارت روزانه بر کیفیت تولید و محصول نهایی، مدیریت تخصیص سفارش ها به مددجوها و در نهایت بسته بندی و ارسال را بر عهده دارند. مددجوها نیز طبق سفارشی که خیریه از روز قبل به آنها اعلام می کند، وظیفه خرید و تهیه اقلام را در نهایت بهداشت و کیفیت دارند.اپلیکیشن برکت تا کنون حدود ۱۳۰۰ نصب فعال داشته و حدود ۱۲۰۰ کاربر هم در بات تلگرام آن عضو شده اند. مجموعه پوشه دید درآمدزایی به این محصول ندارد و در ابتدا با طرح تجاری کاملا رایگان برکت را معرفی کرده است. ولی در ادامه درصد اندکی از فروش را بر می دارد تا پروژه بتواند به حیات خود ادامه دهد و بخشی از مبلغ هم به خیریه واگذار می شود. اما بخش اعظم درآمد به مددجویی که اقلام را تهیه کرده، پرداخت می شود. کلمات کلیدی: فروشگاه_خیریه_اینترنتی_برکتاستارتاپاستارت_آپمسئولیت_اجتماعیفروش_آنلایناپلیکیشن

گام ورد، بازارچه ای برای تولیدکنندگان کوچک است

درخواست حذف این مطلب
گام ورد، بازارچه ای برای تولیدکنندگان کوچک استنویسندگان، کمدین ها، طراحان، فیلمسازان، موسیقیدانان و توسعه دهندگان نرم افزار کاربر این سایت هستند۳۰ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/fjkjvtاستارت آپ های زیادی راه اندازی شده اند که یک پلتفرم به خریداران و فروشندگان ارائه می دهد تا به آسانی و از طریق اینترنت داد و ستد کنند. گام رود (gumroad) یک پلتفرم است که به سازندگان و تولیدکنندگان امکان می دهد محصولات خود را به طور مستقیم به مصرف کننده بفروشند. ساهیل لاوینگیا، طراح، این شرکت را در سال ۲۰۱۱ راه اندازی کرد. استارت آپ های زیادی راه اندازی شده اند که یک پلتفرم به خریداران و فروشندگان ارائه می دهد تا به آسانی و از طریق اینترنت داد و ستد کنند. گام رود (gumroad) یک پلتفرم است که به سازندگان و تولیدکنندگان امکان می دهد محصولات خود را به طور مستقیم به مصرف کننده بفروشند. ساهیل لاوینگیا، طراح، این شرکت را در سال ۲۰۱۱ راه اندازی کرد. او قصد داشت از طریق این شرکت خدمات فروش به اندازه اشتراک گذاری اجتماعی ساده شود. گام رود بیش از ۸میلیون دلار سرمایه دریافت کرده است.تولیدکنندگان مختلف، اعم از نویسندگان، کمدین ها، طراحان، فیلمسازان، موسیقیدانان و توسعه دهندگان نرم افزار، از خدمات این استارت آپ برای فروش مستقیم محصولات خود به مصرف کننده استفاده می کنند و اکثر محصولات آنها محتوای دیجیتالی مانند آلبوم ها، کمیک ها، کتاب های الکترونیکی، فیلم، موسیقی یا ویدئوها و تصاویر آموزشی است. گام رود به عنوان یک محصول ساده و در دسترس که ابزارهای پردازش پرداخت، میزبانی و تحویل فایل، بازاریابی و ارتباطات را ارائه می دهد، ساخته شده است. لاوینگیا اعلام کرده که فلسفه این استارت آپ آن است که سوال کند که کدام یک از سازندگان زمان خود را صرف ساخت چیزهای مختلف می کنند و سپس قابلیت هایی را برای گام رود ایجاد می کند که آن قابلیت های تدارکاتی فوق را برای این سازندگان ارائه دهد.مدل گام رود از نظر ماهیت بازارکاری که دارد، بسیار منحصر به فرد است و تمرکز محصول را روی رابطه بین سازنده و مصرف کننده می گذارد تا روی جست وجو و کشف. به علاوه این استارت آپ یک هزینه پایین تر نسبت به سایر پلتفرم های تجاری (۵ درصد) مطالبه می کند. این خدمات پس از مدتی ساختار هزینه ای خود را تغییر داد به این صورت که کاربران باید یک هزینه میزبانی ماهانه (۱۰ دلار) و یک هزینه تراکنش اضافی (۳.۵ درصد) پرداخت می کردند.ساهیل لاوینگیا اولین نسخه از گام رود را در یک آخر هفته در سال ۲۰۱۱ ساخت. او که در گذشته اولین طراح استخدام شده در پینرست و طراح اپلیکیشن ترن تیبل.اف ام بود، در زمان راه اندازی این استارت آپ فقط ۱۹ سال داشت.وقتی لاوینگیا می خواست یک آیکون عکس-واقعیت را بفروشد، متوجه شد که حتی یک مهندس و طراح ماهر و باتجربه برای فروش مستقیم یک کالا به مصرف کننده باید خیلی تلاش کند. در نتیجه تصمیم گرفت تا محصولی بسازد که فروش محتوای دیجیتالی را به اندازه اشتراک گذاری آسان کند.در فوریه ۲۰۱۲، وقتی هنوز تنها عضو شرکت بود، ۱.۱ میلیون دلار سرمایه از سرمایه گذارانی مانند اکسل پارتنرز، کریس ساکا، مکس لوچین، جاش کوپل من، ست گلداشتاین، نوال راویکانت و دنی ریمر دریافت کرد.چند ماه بعد در مه ۲۰۱۲، کلینر پرکینز کافیلد اند بایرز با برگزاری یک دور تامین بودجه برای گام رود ۷ میلیون دلار جمع آوری کرد. این سرمایه گذاری اولین سرمایه گذاری رئیس سابق مهندسی توییتر، مایکل ابوت، بود.در ۸ سپتامبر ۲۰۱۴، توییتر اعلام کرد که اولین محصول تجاری خود را با مشارکت گام رود عرضه می کند و این محصول دکمه «خرید» بود.در ۳۰ سپتامبر، گام رود اولین محصول همراه خود، یک اپلیکیشن آیفون، را منتشر کرد که به عنوان یک مجموعه همراه برای محتوای دیجیتالی عمل می کرد.بسیاری از موسیقیدانان برجسته و مستقل محصولات خود را از طریق گام رود به فروش رسانده اند اعم از سارا بارلیس، گارت بروکس، رایان لزسلی، ویز خلیفه، دیوید بنر و غیره. مگنولیا پیکچرز یک مجموعه از فیلم های خود را از طریق گام رود توزیع کرده است. لندمارک تئاتر نیز مجموعه ای از فیلم های خود را از طریق گام رود به مخاطبان خود عرضه کرده است اعم از مرد روی آتش، گونزو، صفحه اول: در نیویورک تایمز، جیسس کمپ و رویای سوشی جیرو.نشر یکی از بزرگ ترین صنایع مورد هدف این شرکت است و نویسندگان برجسته و پرفروش مانند تیم فریس، کریس گیولبی و جان گرین جزو طرفداران یا فروشندگان در گام رود هستند. بسیاری از نویسندگان کتاب های طنز و کمیک نیز گام رود را پلتفرم مورد علاقه خود برای توزیع مستقیم آثارشان می دانند.در سال ۲۰۱۴، وایرد یک پروفایل درباره کایل وبستر عرضه کرد. کایل از طریق گام رود توانسته بود بیش از ۱۰۰ میلیون دلار قلم فتوشاپ سفارشی به فروش برساند. به علاوه در همان سال، کیوی جوس توسط جمعی از هنرمندان بنیانگذاری شد تا مطالب آموزشی هنرهای تخصصی را که از طریق گام رود به فروش رسیده بودند، در یکجا جمع آوری کنند.از زمان راه اندازی این استارت آپ، گام رود بیش از ۸.۱میلیون دلار در ۲ دور از تامین بودجه سرمایه جذب کرد. در فوریه ۲۰۱۲، مبلغی معادل با ۱.۱ میلیون دلار و در ماه مه سال ۲۰۱۲ سرمایه ۷ میلیون دلاری را به استارت آپ تزریق کرد که یکی از دلایل موفقیت این شرکت بود.کلمات کلیدی: اپلیکیشنسرمایهسرمایه_گذاری

تحلیل داده اپلیکیشن های موبایلی در دیتابین

درخواست حذف این مطلب
در عصری به سر می بریم که داده ها مانند طلا ارزشمند شده اند و کسب وکارهای آنلاین بدون تحلیل داده های خود که در حجم انبوه از طریق فعالیت کاربران ایجاد می شود، نمی توانند به حیات خود ادامه دهند. استارت آپ دیتابین به نشانی databeen.ir استارت آپی است که به کمک کسب وکارها آمده است تا بتوانند تحلیل بهتری از داده های خود داشته باشند. ندا مثنوی هم بنیانگذار این استارت آپ است که به همراه مهدی یزدی و حامد پالیک آن را راه انداخته اند. ندا متولد ۶۲ است و ارشد کارآفرینی از دانشگاه تهران دارد. مهدی ۳۴ ساله و کارشناس فناوری اطلاعات است. حامد نیز ۳۲ ساله است و لیسانس کامپیوتر دارد. ندا می گوید در ۸سال اخیر روی سیستم های اطلاعاتی و هوش تجاری کار می کرده و عمده سوابق کاری اش در شرکت های سرمایه گذاری و هولدینگ شکل گرفته است. « من مدیر واحدهایی بودم که در آن پروژه های سیستم های اطلاعاتی سازمانی را طراحی و پیاده سازی می کردیم و روی موضوعاتی مانند چگونگی استفاده از ابزار سیستم های اطلاعاتی برای بهبود نظام حاکمیتی شرکتی در شرکت های بزرگ و چندلایه کار می کردیم. این تجربه باعث شد من نسبت به تحلیل داده علاقه مند شوم. همچنین بعد از آن تجربه ای به عنوان سرمایه گذار در یک شرکت تازه تاسیس داشتم که در صنعت بازی فعالیت می کرد. یک استودیو بازی سازی زیر مجموعه این شرکت بود که نیاز به تحلیل داده ها و رفتار کاربران خود داشت. من در آن شرکت به عنوان مشاور و سرمایه گذار حضور داشتم و از آنجایی که سابقه ای در تحلیل داده داشتم، تیمی را شکل دادیم تا به تحلیل اپلیکیشن های موبایلی که عمدتا در صنعت بازی فعال بودند، بپردازیم. برهمین اساس تصمیم گرفتیم که یک زیرساخت باثبات و پایدار داخلی ایجاد کنیم. وقتی این زیر ساخت را فراهم کردیم، متوجه شدیم این نیاز بسیاری از فعالان این صنعت است که نیازهای مشابه ما را دارند و از همین جا ایده دیتابین شکل گرفت و تصمیم گرفتیم این استارت آپ را راه بیندازیم.» دیتابین یک سامانه تحلیل رفتار کاربر برای اپلیکیشن های موبایلی است. خدمتی که در دیتابین ارائه می شود، به توسعه دهندگان کمک می کند تا بتوانند با ایجاد وفاداری در کاربران، درآمد خود را از این طریق بالا ببرند. « توسعه دهندگان می توانند sdk دیتابین را در برنامه خود پیاده سازی کنند تا داده های هر کاربری که برنامه آنها را نصب می کند، برای دیتابین ارسال شود. اطلاعاتی اعم از اینکه کاربر چه زمانی برنامه را نصب کرده، در چه لوکیشنی قرار دارد، چه تاریخی وارد برنامه شده، چه تاریخی خارج شده است و فراتر از آن به کدام ویژگی های برنامه بیشتر علاقه مند است، به کدام قسمت های برنامه تا کنون مراجعه نکرده و غیره. همه این موارد با توجه به داده هایی که به سمت ما ارسال می شود، تحلیل و آنالیز می شود. پس از آن ما به توسعه دهنده گزارش می دهیم کدام قسمت برنامه برای کاربران جذاب تر بوده است، کدام قسمت ها نیاز به بهبود دارد و به طور کلی چطور می تواند نرخ تبدیل مخاطب به مشتری یا conversion rate خود را بهبود بدهد.» توسعه دهندگان می توانند با ثبت نام در پلتفرم دیتابین به تمام آمار، اطلاعات و نمودارها و داشبوردهای مختلف مرتبط با رفتار کاربران خود دسترسی داشته باشند. در دیتابین از تخصص های مختلفی برای تحلیل داده ها استفاده می شود. « ما بعد از مدتی برای اینکه به تخصص های مورد نیاز خود دسترسی داشته باشیم، تصمیم گرفتیم در یک محیط دانشگاهی قرار بگیریم و با استقرار در مرکز رشد دانشگاه شهید بهشتی قصد داریم از دانش آموخته های رشته های علوم کامپیوتر و ریاضی و آمار دانشگاه تیمی تشکیل دهیم تا خلأ دانشی در برخی زمینه ها را پوشش دهیم. مرکز رشد دانشگاه نیز فرصت مناسبی را برای ما فراهم کرده و ظرفیت شبکه سازی را برای ما ایجاد کرده است. همچنین محیطی که در مرکز وجود دارد، فرهنگ استارت آپی بر آن حاکم است و این باعث ایجاد سینرژی بین تیم های حاضر در مرکز می شود.»دیتابین به صورت اختصاصی روی علوم داده تمرکز کرده و با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی و داده کاوی، تحلیل داده انجام می دهد. با توجه به اینکه موضوع تحلیل داده به یکی از مباحث مهم در توسعه اپلیکیشن های موبایلی تبدیل شده و برنامه سازان و بازی سازان اپلیکیشن های موبایلی بدون استفاده درست از داده هایی که در برنامه هایشان تولید می شود، نمی توانند به موفقیت برسند، لزوم حضور استارت آپی همچون دیتابین بیش از پیش احساس می شود. بازاری که دیتابین در آن فعالیت می کند، بازاری است که رقبای خارجی در آن نقش آفرینی می کردند و امروز به دلیل شرایط تحریمی که ایجاد شده، بسیاری از این رقبای خارجی نمی توانند خدمات خود را به توسعه دهندگان ایرانی ارائه دهند. « ما قصد داریم در دیتابین این خلأ را پر کنیم. این در حالی است که تحلیل های دیتابین برخلاف برخی خدمات دهندگان فقط محدود به چند نمودار و داشبورد ساده نمی شود و تحلیل عمیقی از رفتار کاربر به توسعه دهنده ارائه می شود. همچنین به دلیل اینکه سرورها در داخل کشور است، امکان یکپارچه سازی با هر سیستم دیگری برایمان فراهم است؛ چیزی که برای تامین کنندگان خارجی امکان پذیر نبوده است. علاوه بر این، موضوع تحلیل داده و مشاوره به هم گره خورده و باید از همان ابتدا نسبت به استراتژی تحلیل داده شناخت وجود داشته باشد.» ندا می گوید بازاری که در آن فعالیت می کنند، بازار بزرگی است. در ایران در حال حاضر حدود ۱۸۰ هزار اپلیکیشن و ۲۴ هزار وب سایت فعال در حوزه تجارت الکترونیک وجود دارد که بازار هدف دیتابین به حساب می آیند و آنها قصد دارند سهم قابل توجهی از این بازار را به خود اختصاص دهند. ندا می گوید هنوز به نقطه سر به سر نرسیده اند و قصد دارند تا یک سال آینده دیتابین را به این نقطه برسانند. آنها با سرمایه اولیه ۳۰ میلیون تومان کار خود را شروع کردند و موفق شده اند یک سرمایه گذار انجل جذب کنند. در حال حاضر خدمات در دیتابین به صورت رایگان در اختیار برنامه سازان و توسعه دهندگان اپلیکیشن های موبایلی قرار دارد. «درآمدزایی ما در دیتابین در حال حاضر از طریق تحلیل های اختصاصی است که روی اپلیکیشن های با حجم داده بالا انجام می دهیم، داده هایی که مدت زمان بیشتری از ثبت آن در دیتابین می گذرد و این امکان وجود دارد که روی آن داده کاوی انجام شود و از الگوریتم های هوش مصنوعی استفاده کرد.»

چاه ویل اینماد و هرچه نماد دیگر!

درخواست حذف این مطلب
چاه ویل اینماد و هرچه نماد دیگر!۳۰ mordad 1397اخبار استارت آپیرضا جمیلیhttps://goo.gl/ewmv3iچندی پیش یکی از روزنامه نگاران حاذق و کاربلد حقوقی به من زنگ زد و درباره پرونده ای مطبوعاتی مشورت خواست؛ پرونده ای که موضوعش این بود: متولی قانونگذاری و صدور مجوز برای کسب وکارهای آنلاین کیست؟ چندی پیش یکی از روزنامه نگاران حاذق و کاربلد حقوقی به من زنگ زد و درباره پرونده ای مطبوعاتی مشورت خواست؛ پرونده ای که موضوعش این بود: متولی قانونگذاری و صدور مجوز برای کسب وکارهای آنلاین کیست؟ قرار بود با نگاهی تحلیلی به معرفی همه مراکز و نهادهایی بپردازد که استارت آپ ها و کسب وکارهای آنلاین باید پیش از راه اندازی به آنها مراجعه کنند یا اینکه برای پیش رفتن اموراتشان در نهایت گذرشان به آنها خواهد افتاد. راستش وقتی موضوع را مطرح کرد، برای اینکه کمی روشنش کنم که چه پرونده سختی را دست گرفته، یک جمله به او گفتم: «در این فضا همه متولی اند. بستگی دارد چقدر سمبه شان پرزور باشد.» توضیح دادم اینقدر استارت آپ ها بی دفاع اند که هر کسی هرجا بتواند و دستش برسد، یک مجوز تعریف می کند تا برای یک بار هم که شده، استارت آپی ها مجبور شوند جلوی میز روسا و کارشناس های آنها با گردن کج بایستند و به خاطر گریز از پلمب و از هستی ساقط نشدن، تن به کاغذبازی ها و رویه های پایان ناپذیر اداری آنها بدهند. از روزی که سنگ کج اول را مرکز توسعه تجارت الکترونیکی با اینماد گذاشت و پشت بند آن هر نهادی با یک «نماد» دیگر برای خودش تولی گری تعریف کرد تا امروز که مرکز ملی فضای مجازی می خواهد متولی بیمه استارت آپ ها باشد، بانک مرکزی می خواهد نبض فین تک ها در مشتش باشد و سازمان نظام صنفی رایانه ای برای اتحادیه «صنفی» استارت آپ ها، نامه تهدیدآمیز می نویسد، رقابت بر سر صدور مجوز برای کسب وکارهای آنلاین، یک رقابت جذاب، درآمدزا و البته اقتدارساز برای نهادهای دولتی و شبه دولتی شده است. حالا که بحث بر سر تغییر فرایند اینماد در اکوسیستم استارت آپی دوباره به جریان افتاده، من این سوال را یک بار دیگر از خودم پرسیدم و جدی تر به آن فکر کردم: واقعا چه کسی متولی صدور مجوز برای راه اندازی کسب وکار اینترنتی است؟ حتی سوال را می توان کمی متواضعانه تر و بی ادعاتر پرسید: از چند جا باید مجوز گرفت؟ اخذ چند مجوز می تواند خیال یک کسب وکار مجازی را راحت کند که دیگر کسی یقه اش را بابت نداشتن فلان مهر یا نماد در فوتر وب سایتش نخواهد گرفت؟!ماجرای اینماد و اصرار مرکز توسعه تجارت الکترونیکی بر نقش آفرینی در این حوزه، راستش کمی به شوخی های برنامه های مهران مدیری می ماند! عده ای جمع شده اند و به رویه های دست و پاگیر و وقت هدرکن دریافت اینماد و اصولا به ماهیت وجودی اینماد، اعتراض کرده اند و از هیات مقررات زدایی خواسته اند این سنگ را از پیش پای آنها بردارد، هیات هم تشکیل جلسه داده اما نتیجه ای که گرفته یک تصمیم کمیک و ابزورد تمام عیار بوده! نتیجه از این قرار است: از این به بعد استارت آپ ها و کسب وکارهای آنلاینی که می خواهند درگاه پرداخت بگیرند، اول باید بروند از یک نهاد دیگر یک مجوز اولیه دریافت کنند، بعد بیایند در مرکز توسعه تجارت الکترونیکی (همان نهادی که معترضان می خواستند از شر رویه های اداری آن خلاص شوند) آن مجوز را راستی آزمایی و تایید کنند و همان پروسه دریافت اینماد را پشت سر بگذارند و بعد معرفی شوند برای دریافت درگاه پرداخت! تنها نتیجه ای که از این تصمیم می توان گرفت، این است که از این به بعد بهترین راه اصلاح رویه های نادرست این است که به آنها رضایت دهیم و هیچ اعتراض و درخواستی برای اصلاح شان نداشته باشیم. خنده دار است نه؟!راستش من قویا اعتقاد دارم تنها راه خلاصی از دست نهادها و مراکزی که می خواهند با هر نام و عنوانی، تولی گری نابجای خود را به استارت آپ ها و کل اکوسیستم تحمیل کنند، جمع شدن زیر علم اتحادیه است. اتحادیه کشوری کسب وکارهای مجازی، هرچقدر که نقد به آن وارد باشد، یک نهاد صنفی برای تسهیل گری چنین مواردی است. باید فارغ از هر نقدی، این مرجعیت را پذیرفت، با مشارکت فعال و به دور از نق زدن و مطالبه گری بدون کنش، آن را تقویت کرد و مهم تر اینکه تلاش کرد متولی اول و آخر این فضا این اتحادیه باشد؛ اتفاقی که به تاخیر افتادن آن معنایی جز خلق موقعیت های کمیک که نتایج تراژیکی برای استارت آپ ها خواهد داشت، آن هم توسط نهادهای کند و بوروکراتیک دولتی و شبه دولتی نخواهد داشت؛ موقعیتی که باعث شده هنوز در پاسخ به این سوال که چه کسی متولی صدور مجوز برای راه اندازی یک استارت آپ است و اصولا برای دست زدن به چنین «دیوانگی » چه تعداد و چه نوع مجوزهایی نیاز دارید، به شیوه سیامک انصاری رو به دوربین فرضی خیره و مبهوت نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که از دیروز تا امروز آیا هیات مقررات زدایی، مجوز و مقررات یا رویه تازه ای زاییده یا نه! کلمات کلیدی: اینمادنمادکسب_و_کار_آنلایناستارتاپاستارت_آپ

احراز هویت یا احراز صلاحیت؟ مسئله این است

درخواست حذف این مطلب
احراز هویت یا احراز صلاحیت؟ مسئله این است۳۰ mordad 1397اخبار استارت آپیhttps://goo.gl/paaycdزمانی نه چندان دور، باز کردن حساب در بانک ها با چیزی تقریبا نزدیک به «هیچ چیز» ممکن بود. در چنین شرایطی، پرداخت اینترنتی وارد بازی کسب و کارها شد و طبیعی بود که در جایی که می شد با یک ایمیل ناشناس، سایتی ثبت کرد و با حسابی که تکلیفش کاملا روشن نبود می شد یک مسیر درآمدی ایجاد کرد، باید منتظر اتفاقات ناگواری باشیم. زمانی نه چندان دور، باز کردن حساب در بانک ها با چیزی تقریبا نزدیک به «هیچ چیز» ممکن بود. در چنین شرایطی، پرداخت اینترنتی وارد بازی کسب و کارها شد و طبیعی بود که در جایی که می شد با یک ایمیل ناشناس، سایتی ثبت کرد و با حسابی که تکلیفش کاملا روشن نبود می شد یک مسیر درآمدی ایجاد کرد، باید منتظر اتفاقات ناگواری باشیم. اوضاع حساب های بانکی آنقدر درهم و نامشخص بود که بانک ها مجبور شدند با تمهیدات مختلف از جمله تعلیق حساب ها، صاحبان حساب ها را مجبور کنند که با مراجعه حضوری به بانک و ارائه کارت ملی و کد ملی، مجددا احراز هویت شوند.طبیعی بود که عده ای سودجو از این شرایط سوء استفاده کنند و اخبار کلاهبرداری های اینترنتی هر روز از گوشه و کنار شنیده می شد. اوضاع آنجایی پیچیده می شد که می خواستیم از سایتی که نمی دانستیم مال چه کسی است و پول ما به صورت اینترنتی از درگاه آن از حسابمان منتقل شده را (به هر دلیل، از جمله عدم ارسال سفارش و ... ) مورد پیگرد قرار دهیم. از آنجا که نمی شد رد حساب ها را گرفت، اصولا امکان شکایت از کسی که نبود، یا هیچ مدرکی دال بر وجودش وجود نداشت، میسر نبود. در چنین شرایطی و در پاسخ به نیاز بازار، پروژه ای به نام «اینماد» یا «نماد اعتماد الکترونیک» شکل گرفت.برخی معتقدند که شکل گیری «اینماد» به شکلی که راه اندازی شد، لازم نبود و می شد روش های دیگری را جایگزین کرد. اما در آن زمان که نظام صنفی رایانه مشغول رسیدگی به وضعیت نابسمان بازار سخت افزار و اینترنت و زیرساخت بود و کسب و کارهای اینترنتی اصولا به دلیل تازگی و نوپا بودن، مورد توجه هیچ مرجعی نبودند و به دلیل نبود هیچ مرجع دیگری مثل انجمن صنفی یا اتحادیه، به نظر می رسد ایده «اینماد» ایده بدی نبوده باشد. قطعا در طول این سال ها، بودن اینماد از بسیاری از خسران ها پیشگیری کرده است.اما، نکته ای که در این میان حائز اهمیت است، این است که در ابتدا قرار بود داشتن این نماد، نشان دهنده «احراز هویت» صاحب سایت و درگاه بانکی باشد و خریداران با اعتماد به این نماد و این نشان، با خیال راحت تر، خرید خود را انجام دهند. در واقع در ابتدای مسیر نیز این اتفاق افتاد و «اینماد» به تدریج با حمایت صاحبان کسب و کارهای اینترنتی که نشان آن را بر تارک صفحات سایت خود درج می کردند، صاحب هویت و اعتبار قابل قبولی شد ولی، گذشت زمان، روی دیگر سکه را به تدریج نمایان کرد. در طول یکی دو سال اخیر مشاهده می شود که «اینماد» که زمانی واقعا مشکلات بسیاری را با فرآیند نسبتا قابل قبول احراز هویتش حل کرده بود، به تدریج در حال تبدیل کردن خود به مرجع و منبع «احراز صلاحیت» شده است. مشکل اصلی هم دقیقا در همین جا ست و اعتراض کسب و کارهای اینترنتی هم به همین موضوع است. به نظر می رسد در حال حاضر که بانک ها توان احراز هویت صاحبان حساب و صاحبان درگاه را پیدا کرده اند و از طرفی مراجع تصمیم گیر قانونی، انواع مجوز را در اختیار متقاضیان قرار می دهند و احراز «صلاحیت» قبلا انجام می شود (مثلا شما می خواهید رسانه دیجیتال داشته باشید؟ مرکز رسانه دیجیتال وزارت ارشاد هویت و صلاحیت شما را برای راه اندازی طی شرایط و مراحلی احراز می کند یا اتحادیه ها، طی فرآیندهای مشخصی، الزامات و حداقل های قانونی را برای متقاضی بررسی و در صورت دارا بودن حد اقل ها، اجازه فعالیت و کسب و کار را به متقاضی می دهند) نیازی به یک مرکز احراز واسطه وجود ندارد و بانک ها می توانند بر اساس مجوزی که متقاضی درگاه از یک مرکز ذیصلاح (مانند وزارت ارشاد، اتحادیه مربوطه، نهاد نظارتی دیگر، وزارت کشور، وزارت کار، وزارت تعاون و ...) دریافت کرده است، اقدام به ارائه درگاه به متقاضی کنند. به نظر می رسد برنامه ای جهت بررسی موانع و اصلاح رویه ها و کاهش مجوزها در دستور کار قرار گرفته و شایسته است با توجه به تغییر شرایط فضای کسب و کارها، این مورد نیز مورد توجه قرار بگیرد که فلسفه وجودی اینماد با توجه به وجود اتحادیه ویژه کسب و کارهای فضای مجازی که اخیرا تشکیل شده و همچنین وجود اداره ثبت شرکت ها و نظام صنفی رایانه که به شکل قابل قبولی در حال بررسی و رصد و اعتبار سنجی متقاضیان راه اندازی کسب و کارهای اینترنتی هستند، محل تردید است و می توان با حذف آن، نسبت به تسهیل فضای کسب و کار و ارتقای شاخص های مربوط به این حوزه با کاهش موانع و مجوزهای دست و پاگیر و غیر ضروری اقدام کرد. کلمات کلیدی: نماد_اعتماد_الکترونیکاستارتاپاستارت_آپکسب_و_کار_اینترنتیعادل_طالبی

محتوایی که مخاطبان ایرانی می پسندند

درخواست حذف این مطلب
بازاریابی محتوا و نمونه های موفق آن در دنیا نشان از وجود راه و فرصتی مناسب برای کسب وکارها در دنیای مجازی دارد. هر چند که دلایل موفقیت کسب وکارها در کشورهای دیگر به شکل مدل های علمی، ارزشمند و قابل استفاده است اما تفاوت های فرهنگی و رفتارهای متفاوت مخاطبان ایرانی با محتوا موفقیت کسب وکارها در این مسیر را با چالش هایی مواجه کرده است. فرامحتوا در بخشی از رسالت خود برای بهبود صنعت بازاریابی محتوا در ایران برای دومین بار پس از تجربه پژوهش میدانی در یلدای کارآفرینی سال گذشته، توانست در نمایشگاه الکامپ ۹۷ برای اولین بار با حجم نمونه آماری قابل توجه نظرات مشارکت کنندگان را در حوزه محتوای اثربخش گردآوری و با تجزیه وتحلیل و انتشار نتایج آن به شناخت هر چه بیشتر مخاطبان ایرانی در حوزه بازاریابی محتوا کمک کند.در این پژوهش ۱۲۷۳ نفر شرکت کردند که حداقل به یک سؤال از ۶ سؤال مطرح در حوزه مخاطبان پاسخ دادند. به طور متوسط ۶۶.۴۵درصد از پاسخ دهندگان مذکر و ۳۳.۵۵درصد از آنها مؤنث بودند. شرکت کنندگان در سنین مختلف که طبق مشاهدات ما از ۸ سال تا ۶۰ سال و با مشاغل مختلفی اعم از محصل، دانشجو، مدیر، کارمند و کارگر بودند. نتایج این پژوهش به تفکیک سؤالات در ادامه ارائه شده است. چه کسانی، به چه علت می توانند از نتایج این پژوهش استفاده کنند؟شما وقتی تصمیم به اجرای استراتژی های بازاریابی محتوا می گیرید، گزینه های متنوعی از زمان برنامه ریزی برای تولید و انتشار پیش رو خواهید داشت. سؤالاتی از قبیل اینکه: مخاطب ما چه زمانی را به مطالعه محتوا اختصاص خواهد داد تا محتوای خود را به نحوی تولید کنیم که مخاطب در مدت زمان اختصاص داده به آن مفهوم مطلب را دریابد.مخاطب می خواهد چه چیزی را از مطالعه محتوا به دست آورد. اگر مخاطب ما بیشتر وقت خود را به مطالعه اخبار اختصاص می دهد، قطعا تولید محتوای طولانی علمی او را از ما دور خواهد کرد و این دوری احتمالا با حجم مطلب شما رابطه مستقیم خواهد داشت.در چه قالبی محتوای خود را تولید کنیم تا بیشترین جذب و حفظ مخاطب را داشته باشیم؟ مخاطب ما با ویدئو بیشتر ارتباط برقرار می کند یا از آنجا که بیشتر وقت خود را در خودرو می گذراند، پادکست برایش مناسب تر است؟چه زمانی از شبانه روز محتوای خود را انتشار دهیم تا بیشترین بازدید، لایک و یا کامنت را دریافت کند. در چه پلتفرمی محتوای شما بیشترین بازدید را خواهد داشت؟ وب سایت تان یا شبکه اجتماعی؟ و در نهایت چگونه باید اعتماد مخاطب که مهم ترین فاکتور فروش محسوب می شود را جلب کرد؟ انتشار محتوا به نام برند یا خود شخص شما یا حتی مهمان برندهای معتبر شدن؟پاسخ به این سؤالات ممکن است تا حدی سرنوشت یک کسب وکار را تعیین کند. در ادامه پاسخ به این سؤالات و تحلیل آنها را می خوانید. ضمنا یکی از نکات قابل تأمل نیز که در این پژوهش به چشم می خورد، این موضوع بود که رفتارهای مخاطبان مرد و زن در نگاه اول و کلان تفاوتی با یکدیگر ندارد زیرا هر دو این دسته ها حداکثر ۱ تا ۲ ساعت برای مطالعه محتوای آموزشی که در قالب ویدئو تولید شود و در ساعت ۲۱ تا ۲ نیمه شب از طریق شبکه های اجتماعی برندها به دست آنها رسیده باشد، زمان صرف می کنند؛ اما زمانی که با دقت بیشتری به داده ها نگاه می کنیم، تفاوت هایی را از بعد رفتارهای زنان و مردان در مقابل محتوا مشاهده می کنیم. برای مثال، خانم ها شب ها محتوای آموزشی، سرگرمی و انگیزشی در قالب های ویدئو و متنی را در شبکه های اجتماعی بیشتر دنبال می کنند و اگر از زبان برندها باشد به آن اعتماد می کنند. این در حالی است که آقایان با درصد بیشتری نسبت به خانم ها شب ها و نیمه شب محتوای آموزشی، سرگرمی و خبری را در قالب های ویدئویی و اینفوگرافیکی در شبکه های اجتماعی دنبال می کنند اما درصد آقایانی که در وب سایت ها به دنبال محتوای معتبر هستند، بیشتر از خانم هاست که در نمودارها قابل رؤیت است. امید است نتایج این پژوهش گام کوچکی در راستای اثربخش ترشدن فرآیند بازاریابی محتوای کسب وکار باشد. فرامحتوا در نظر دارد تحقیقات گسترده تری را در حوزه های مختلف با جزئیات بیشتر به انجام برساند و نتایج آن را در اختیار همگان قرار دهد. مشارکت افراد در این پژوهش ها بسیار ارزشمند و ستودنی است و می تواند فضای علمی بازاریابی محتوا را در کشور ما بهبود بخشد.حدود ۳۶ درصد آقایان و ۳۲ درصد خانم های ایرانی روزانه ۱ تا ۲ ساعت زمان صرف خواندن محتوا می کنند. این در حالی است که اگر دو گزینه ماکزیممی انتخاب های آقایان را در نظر بگیریم، به ۶۵ درصد آنها می رسیم که روزانه بیش از ۱ ساعت به مطالعه محتوا می پردازند و این امر برای خانم ها با اندکی تفاوت روبه روست؛ ۵۸.۹۸ درصد از آنها روزانه بین ۳۰ دقیقه تا ۲ساعت زمان صرف مطالعه محتوا می کنند. به طور کلی ۷۵ درصد خانم ها و حدود ۷۱ درصد آقایان حداکثر ۲ ساعت زمان برای مطالعه محتوا صرف می کنند. هدف از مطالعه محتواحدود ۴۲ درصد از آقایان و ۴۳ درصد از خانم ها به دنبال مطالعه محتوای آموزشی هستند. این نتایج نشان دهد که بهتر است کسب وکارها حداقل ۴۰ درصد از محتوایشان را با هدف آموزش تولید کنند. محتوای سرگرم کننده در رتبه دوم انتخاب های زنان و مردان قرار دارد. حدود ۲۲ درصد از مردان و ۱۹ درصد از زنان با هدف سرگرمی به مطالعه محتوا می پردازند. در رتبه سوم برای آقایان با ۲۲ درصد محتوای خبری و برای خانم ها با ۱۹ درصد محتوای انگیزشی قرار دارد و اما کمترین علاقه را آقایان نسبت به محتوای انگیزشی و خانم ها نسبت به محتوای خبری از خود نشان دادند. قالب های منتخب محتواافراد قالب های ویدئویی را نسبت به سایر قالب های دیگر محتوا با اختلاف زیادی ترجیح می دهند. ۴۸ درصد آقایان و ۴۷ درصد خانم ها محتوای ویدئویی را بیشتر می پسندند. اینفوگرافیک و مقالات متنی وب سایت با اختلاف کمی در رتبه دوم و سوم و پادکست ها با کمترین امتیاز در رتبه آخر جذابیت قالب های محتوایی قرار دارند. به عبارتی ۷۰ درصد آقایان و ۶۷ درصد خانم ها محتوای ویدئویی و اینفوگرافیک را ترجیح می دهند و ۳۳ درصد خانم ها و ۳۰ درصد آقایان محتوای متنی و پادکست را ترجیح داده اند. ممکن است این امر نشان دهنده این باشد که آقایان بیشتر از خانم ها به محتوای بصری علاقه مندند و درصد خانم هایی که محتوای متنی و صوتی را ترجیح می دهند، بیشتر از آقایان است. بهترین زمان انتشار محتوانتایج این پژوهش نشان داده است که بیش از ۵۰ درصد مخاطبان از ساعت ۲۱ به بعد آنلاین هستند و در معرض محتوای منتشر شده قرار می گیرند. از نظر توزیع آماری ۷۵ درصد آقایان و ۷۲درصد خانم ها از ساعت ۱۸ تا نیمه های شب به مطالعه محتوای آنلاین می پردازند که نکته حائز اهمیت برای کسب وکارهایی که به انتشار محتوا می پردازند، این است که اگر بتوانند محتوای خود را به شیوه ای تنظیم کنند که بعد از ظهر به شکل اتوماتیک منتشر شود، شانس بیشتری برای دیده شدن خواهند داشت و بیش از ۷۰ درصد جامعه آماری آنها در آن بازه زمانی آنلاین هستند. پلتفرم های مورد علاقه مخاطبانبیش از ۶۲ درصد آقایان و ۷۲ درصد خانم ها در شبکه های اجتماعی به مطالعه محتوا می پردازند و این در حالی است که در کشور ما کمترین بازخورد مربوط به ایمیل است؛ چیزی کمتر از ۸ درصد مردان و ۵ درصد زنان در ایمیل خود به دنبال محتوای مورد علاقه شان می گردند. در رتبه دوم استفاده از وب سایت ها و بخش وبلاگی آن است که به طور کلی می توان به استفاده از موتور جست وجوی گوگل برای یافتن محتوا اشاره کرد. ۲۱ درصد آقایان و ۱۲درصد خانم ها محتوای مورد علاقه خود را از طریق وب سایت ها دنبال می کنند. محتوای چاپی از قبیل کتاب ها، مجلات، بروشورها و... نیز در رتبه سوم هستند. می توان نتیجه گرفت که اگر مخاطبان را از طریق شبکه های اجتماعی به محتوای اصلی دعوت کنید و از طریق بازاریابی ایمیلی به پشتیبانی از وب سایت و شبکه اجتماعی بپردازید، حدود ۹۰ درصد مخاطبان خود را به دست آورده اید. منبع مورد اعتماد مخاطب برای دریافت محتوایکی از فاکتورهای تعیین کننده در سودآوری و فروش، اعتماد است و کسب وکارها تلاش بسیاری در جلب اعتماد مخاطب انجام می دهند. نتایج این پژوهش نشان می دهد اکثریت مخاطبان به محتوای برندها بیش از محتوای اشخاص اعتماد می کنند. بیش از ۷۶ درصد آقایان و ۷۸ درصد خانم ها محتوای منتشر شده توسط برندها را قابل اعتمادتر از محتوای منتشر شده توسط اشخاص می دانند و بیش از ۶۳ درصد آقایان و ۷۵ درصد خانم ها محتوای شبکه های اجتماعی را نسبت به وب سایت ها قابل اعتمادتر می دانند. حدود ۵۰درصد آقایان و ۶۰درصد خانم ها به محتوای شبکه اجتماعی برندها نسبت به سایر گزینه ها اعتماد بیشتری دارند و این موضوع در رابطه با وب سایت برندها برای آقایان و خانم ها دارای نسبت ۲۷ به ۱۸ است، این در حالی است که حدود ۲۳ درصد آقایان و ۲۲درصد خانم ها اگر آن محتوای تولیدی توسط اشخاص را قابل اعتمادتر از محتوای برندها می دانند و می توان نتیجه گرفت هر زمان که محتوا در شبکه های اجتماعی منتشر شود، درصد خانم هایی که آن را معتبرتر می دانند بیشتر از آقایان است و هر زمان که محتوا در وب سایت ها منتشر شود، درصد آقایانی که آن را قابل اعتمادتر می دانند بیشتر از خانم ها ست.

کاکتوس داری در ملارد!

درخواست حذف این مطلب
استارت آپ مستر کاکتوس به نشانی mrcactus.ir توسط وحید شهبازی ۲۵ ساله ساکن شهرستان ملارد که در رشته کامپیوتر گرایش نرم افزار در دانشگاه غیرانتفاعی قزوین تحصیل کرده، راه اندازی شده است. او تا پیش از این استارت آپ دیگری نیز در حوزه فروش ویدئوهای اینترنتی داشته که به دلیل مشکلات بودجه بندی و زمان بندی با شکست مواجه شده است. « من قبلا ایده فروش اینترنتی گل و گیاه را در سر داشتم ولی موقعیت پیگیری این ایده فراهم نشده بود. بعد از اینکه استارت آپ قبلی با شکست مواجه شد، با دوستانم تصمیم گرفتیم روی ایده فروش اینترنتی گل و گیاه جدی تر فکر کنیم. بر همین اساس به تحقیق و بررسی در بازار پرداختیم و متوجه شدیم خلأ وجود فروشگاه اینترنتی گل و گیاه احساس می شود و فروشگاه هایی هم که به صورت آنلاین کار می کردند، بازار بزرگی نداشتند و به صورت حرفه ای کار نمی کردند. از طرفی در شهرستان ملارد گل و گیاه زیادی تولید می شد و من به واسطه اینکه ساکن آنجا بودم، به این بازار دسترسی خوبی داشتم. بر همین اساس تصمیم گرفتیم فروشگاه اینترنتی گل و گیاه راه بیندازیم و کار را با فروش گیاه کاکتوس آغاز کردیم.» از چه زمانی کار خود را آغاز کردید و در کاکتوس چه خدماتی ارائه می دهید؟از آبان سال ۹۶ کار را شروع کردیم و حدود ۸ ماه است که خدمات ارائه می دهیم. در حال حاضر به فروش اینترنتی کاکتوس می پردازیم ولی در آینده نزدیک قصد داریم تمام محصولاتی که مرتبط با گل و گیاه هستند، اعم از سبد گل، گل های مناسبتی، لوازم باغبانی و غیره را در کاکتوس ارائه دهیم. چرا فروش گیاه کاکتوس را برای شروع فعالیت خود انتخاب کردید؟این گیاه بازار هدف خیلی خوبی داشت چون سایر گیاهان در گلفروشی های دیگر در دسترس بودند ولی دسترسی به انواع کاکتوس برای مشتریان کار سختی بود و اکثرا روش نگهداری آن را نمی دانند. با تامین کنندگان مختلفی برای تامین کاکتوس در ارتباطید یا خودتان تولید کننده هستید؟در شهر ملارد ۱۸ گلخانه وجود دارد که به صورت مستقیم کاکتوس را در بازار عرضه می کنند. برای شروع کار با همکاری تامین کنندگان کار را آغاز کردیم و بخش فروش اینترنتی این گلخانه ها را پوشش می دهیم، ولی یک گلخانه تاسیس کرده ایم و کمبود محصولات را از گلخانه های دیگر تامین می کنیم. چند نوع کاکتوس می فروشید؟ و چه کاربری ای دارند؟کاکتوس گیاهی است که در جهان بسیار تنوع دارد و حدود ۳۰ هزار نوع کاکتوس شناسایی شده که حدود ۳۰۰۰ نوع آن در شهرستان ملارد به صورت بومی پرورش داده می شود و در حال حاضر حدود ۱۵۰ نوع کاکتوس در سایت ثبت شده و به تدریج به تعداد آن اضافه می شود. اکثر کاکتوس هایی که می فروشیم برای استفاده در آپارتمان عرضه می شود، ولی چند نوع کاکتوس تزیینی در ابعاد بزرگ نیز عرضه می کنیم که معمولا شرکت ها به صورت کلکسیونی از ما خرید می کنند که این کاکتوس ها هم ابعاد بزرگ تری دارند و هم گران تر هستند. کاکتوس ها از ابعاد ۱۰ سانت شروع می شود و ابعاد آن تا ۳ متر نیز می رسد که در حال حاضر ما همه نوع آن را می فروشیم. قیمت ها نیز از ۳۰۰۰ تومان تا ۲۰میلیون تومان متغیر است. کاربران چطور می توانند از خدمات شما استفاده کنند؟کاربران در سایت می توانند محصولات مختلف را مشاهده کنند و سفارش دهند، ولی معمولا کاربران محصولات را در سایت می بینند و بعد با ما برای سفارش تماس می گیرند. بعد از سفارش محصول را درب منزل مشتری ارسال می کنیم. تا کنون چه تعداد کاربر از خدمات استفاده کرده اند؟ما روزانه حدود ۴ تماس داشتیم ولی در ۲ ماه اخیر علاوه بر افزایش تماس های تلفنی، خرید اینترنتی نیز افزایش پیدا کرده است. فکر می کنم علت آن جلب اعتماد مردم به استفاده از خدمات است. در چه مرحله ای قرار دارید؟ نقطه سر به سر را رد کرده اید؟تقریبا در دو سه ماه اول به نقطه سر به سر رسیدیم، چون وارد فاز تولید نشده بودیم، ولی در حال حاضر چون به فکر تاسیس گلخانه جدید هستیم که نزدیک شهرهای تهران و کرج باشد، هزینه هایمان افزایش یافته و فکر جذب سرمایه هستیم که بتوانیم کار را گسترش دهیم. تا کنون بازار را چطور ارزیابی کردید؟ با توجه به اینکه اکثر گلخانه هایی که کاکتوس تولید می کنند هنوز نتوانسته اند جایگاه خود را در بازار تثبیت کنند و اکثر کاکتوس هایی که می فروشند وارداتی است، برای ما که به صورت اینترنتی به فروش کاکتوس می پردازیم، بازار خوبی فراهم شده است. تا کنون چند رقیب در بازار شناسایی کرده اید؟همانطور که گفتم تعداد زیادی سایت فروش اینترنتی گل و گیاه وجود دارد ولی اکثرا در کار خود سرمایه گذاری نکرده اند و بازار کوچکی دارند و از این نظر ما جایگاه مناسبی داریم. همچنین مزیت رقابتی ما نسبت به رقبا این است که در کار خود تبلیغ می کنیم و در کنار فروش محصولات با کیفیت، اطلاعات کافی در مورد نگهداری نیز در اختیار مشتریان قرار می دهیم. ارزش بازار گل و گیاه را چقدر ارزیابی می کنید ؟فعلا در حال شناسایی بازار هستیم و پیش بینی می کنیم تا یک سال آینده بتوانیم به شرایط مطلوبی در فروش برسیم. با توجه به اینکه خدمتی ارائه می دهید قبلا به صورت سنتی مردم دریافت می کردند، چطور این چالش را برطرف کردید و در زمینه فرهنگ سازی چه کار کرده اید؟همچنان با این مشکل روبه رو هستیم و هنوز خرید اینترنتی برای مردم جدید است و مشتریان دوست دارند محصولات را از نزدیک ببینند و با روش نگهداری هر کدام از گیاهان آشنا شوند. بر همین اساس ما تصمیم گرفتیم روش های نگهداری انواع کاکتوس را داخل سایت قرار دهیم تا مشتریان به اطلاعات مورد نیاز خود بعد از خرید گیاه دسترسی داشته باشند.

ربط هوش مصنوعی با سرطان معده چیست؟

درخواست حذف این مطلب
ربط هوش مصنوعی با سرطان معده چیست؟۲۹ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/mxonbrیکی از موارد استفاده از فناوری هوش مصنوعی در تشخیص بیماری ها به دو موسسه تحقیقاتی ژاپنی مربوط می شود که از این فناوری برای شناسایی سرطان معده در مراحل اولیه بیماری استفاده می کند. یکی از موارد استفاده از فناوری هوش مصنوعی در تشخیص بیماری ها به دو موسسه تحقیقاتی ژاپنی مربوط می شود که از این فناوری برای شناسایی سرطان معده در مراحل اولیه بیماری استفاده می کند.ژاپن تایمز گزارش می کند که هوش مصنوعی ارائه شده توسط شرکت ریکن و مرکز ملی سرطان فقط به ۰.۰۰۴ ثانیه نیاز دارد تا بتواند تشخیص دهد که آیا یک تصویر آندوسکوپی سرطان در مراحل اولیه را نشان می دهد یا یک بافت طبیعی معده.هوش مصنوعی می تواند مطابق با توانایی های تشخیصی یک پزشک با تجربه عمل کند و به درستی سرطان را در ۸۰ درصد از تصاویر سرطانی شناسایی کند و درصد دقت تشخیص تصاویر بافت های سالم آن ۹۵ درصد است.تیم محققان از ۱۰۰ تصویر آندوسکوپی از سرطان معده در مراحل اولیه و ۱۰۰ تصویر بافت های طبیعی معده استفاده کردند تا هوش مصنوعی را پس از آموزش یادگیری به آن آزمایش کنند.تشخیص علائم اولیه سرطان معده بسیار دشوار است، زیرا به التهاب شبیه است. با این وجود تشخیص زودهنگام در این بیماری ضروری است تا بیمار بیشترین شانس بهبود را داشته باشد.اکنون محققان قصد دارند هوش مصنوعی خود را در اختیار پزشکان قرار دهند تا از آنها در تشخیص حمایت کنند.تحقیقات سال ۲۰۱۲ نشان داده است که ژاپن سومین نرخ بالای سرطان معده را در دنیا دارد (۲۹.۹ به ازای ۱۰۰هزار) که این میزان ۴ برابر بیشتر از نرخ بیماری در انگلستان است. طبق مرکز ملی سرطان ژاپن، تنها در سال ۲۰۱۶ بالغ بر ۴۵.۵۳۱ نفر در اثر این بیماری جان خود را از دست داده اند.بنابراین هوش مصنوعی یک راه مهم برای کاهش سرطان معده در ژاپن است زیرا می تواند به طور دقیق، سریع و به موقع این بیماری را تشخیص دهد.در حال حاضر به لطف شرکت هایی مانند لونیت، که یک هوش مصنوعی برای تشخیص سرطان روده و سینه ارائه می دهد و اولترامیکس که از هوش مصنوعی برای کمک به پزشکان در تشخیص بیماری قلبی و سرطان روده استفاده می کنند، هوش مصنوعی به طور گسترده وارد حوزه تشخیص سایر سرطان ها شده است.بسیاری از افراد معتقدند که هوش مصنوعی می تواند مشکلات مالی سازمان تامین اجتماعی را نیز برطرف کند. رئیس دفتر همکاری راهبردی تحقیقات بهداشت و سلامت، می گوید: «حدود ۲.۲ میلیارد پوند برای خدمات پاتولوژی در تامین اجتماعی هزینه می شود. این هزینه را می توان تا ۵۰درصد کاهش داد. هوش مصنوعی می تواند این کار را انجام دهد.»در حالی که پرسش هایی وجود دارد مبنی بر اینکه چگونه شرکت های فناوری می توانند بدون تخطی از قوانین حفاظت داده به اطلاعات بیمار دسترسی داشته باشند و آنها را مدیریت کنند، هیچ تردیدی نیست که هوش مصنوعی آینده روشنی در بخش مراقبت های بهداشتی خواهد داشت و تشخیص بیماری اولین کاربرد آن است.کلمات کلیدی: هوش_مصنوعیسرطان_معدهسازمان_تامین_اجتماعی

چرا هنرمندان از اسنپ اسپانیا حمایت کردند؟

درخواست حذف این مطلب
چرا هنرمندان از اسنپ اسپانیا حمایت کردند؟نگاهی به تاریخچه استارت آپ کابیفای که با فرهنگ متفاوت خود طرفداران سرسختی پیدا کرده است۲۹ mordad 1397برند استوریhttps://goo.gl/gstnviخدمات حمل و نقل همانند ارسال و تحویل غذا، یکی از سخت ترین حوزه های کاری است. در این حوزه رقابت سخت و خشونت باری در جریان است و قواعد ویژه خودش را دارد. خدمات حمل و نقل همانند ارسال و تحویل غذا، یکی از سخت ترین حوزه های کاری است. در این حوزه رقابت سخت و خشونت باری در جریان است و قواعد ویژه خودش را دارد. حتی اوبر که یکی از نام های پرآوازه در این حوزه است، فاصله زیادی با شرایطی دارد که بتواند در آن خود را یکه تاز این عرصه بداند و در چین نگران شکست از رقباست و شایعاتی مبنی بر احتمال فروش شاخه جنوب شرق آسیای اوبر مطرح شده. در همین حال بسیاری از رقبایی که این شرایط سخت رقابتی را ایجاد کرده اند، تلاش های خود را نه روی خدمات بهتر و ارزان تر بلکه استفاده از خودروهای بدون راننده متمرکز کرده اند. گویا استفاده از خودروهای کاملا خودکار و خودران جام مقدسی است که همه به دنبال آن هستند. ریکاردو ودر، رئیس شرکت cabify است. این شرکت اسپانیایی خدمات اجاره خودرو ارائه می کند و رقیب اوبر در بسیاری از بازارهای کلیدی همچون آمریکای جنوبی و مرکزی و شبه جزیره ایبریاست. این شرکت در سال ۲۰۱۱ بنیانگذاری شده و در سال های ۲۰۱۴، ۲۱۰۵ و ۲۰۱۷ در رقابت های tech5 نماینده اسپانیا در دور نهایی بوده. ارزش این کسب و کار در حال حاضر بیش از ۱.۵ میلیارد دلار است.بنیانگذار این شرکت حمل و نقل شهری خوان آنتونیو کارآفرین اسپانیایی است که فارغ التحصیل دانشگاه استنفورد است. او زمانی که تصمیم داشت خودروهای برقی را در اروپا معرفی کند و در کار خود با ناکامی مواجه شد، تصمیم گرفت یک شرکت شبکه حمل و نقل ایجاد کند. او طرحش را با آدمای آیاو در میان گذاشت و آنها نخستین شبکه خود را در مادرید ایجاد کردند اما کارشان مورد توجه سرمایه گذارانی از سیلیکون ولی قرار گرفت. درست ۶ هفته پس از راه اندازی، آنها موفق شدند ۲۰هزار کاربر را ثبت نام کنند و ۳هزار سفر را در مادرید انجام دهند. در ۲سال پس از آن بیش از ۱۵۰هزار راننده تاکسی در مادرید به آنها پیوستند و شرکت در سال ۲۰۱۲ موفق به جذب سرمایه ۴میلیون دلاری از چند سرمایه گذار شد. یک سال پس از شروع کسب و کار کابیفای در اسپانیا، آنها سراغ آمریکای لاتین رفتند و شرکت های تابع خود را در مکزیکو، شیلی و پرو راه انداختند. به این ترتیب در کمتر از یک سال، ۸۰درصد درآمد شرکت از فعالیت در کشورهای آمریکای لاتین به دست آمد. به این ترتیب شرکت در سال ۲۰۱۴ برای دمین دور سرمایه گذاری آماده و موفق به دریافت ۸ میلیون دلار سرمایه شد. در آن زمان نرم افزار تقاضای خدمات شرکت ۱۰۰هزار مرتبه بارگذاری شده بود که تنها تعداد ۳۵هزار مورد آن از داخل اسپانیا بود. خدمات شرکت در قدم های نخست برای گروه های خاصی طراحی شده بود و هزینه آن مقداری گران تر از تاکسی ها بود، اما در سال ۲۰۱۳ شرکت خدمات دیگری را عرضه کرد که شامل خودروهایی ارزان تر از تاکسی ها بود. در انتهای سال ۲۰۱۵ این نوع خدمات چنان مورد توجه قرار گرفته بود که ۸۵درصد از سفارش های وارده به شرکت را به خود اختصاص داد. بزرگ ترین سرمایه گذاری در شرکت توسط یک شرکت خدمات تجارت الکترونیک ژاپنی به نام rakuten انجام شد که سرمایه گذار پیشتاز در شرکت حمل و نقل دیگری به نام لیفت است. به این ترتیب در سال ۲۰۱۵ شرکت ژاپنی تبدیل به بزرگ ترین سرمایه گذار شرکت اسپانیایی شد. در نتیجه این سرمایه گذاری بود که سود شرکت که در سال ۲۰۱۳ معادل ۱ میلیون دلار و در سال۲۱۰۴ معادل ۱۰ میلیون دلار بود، در سال ۲۰۱۵ به ۴۰ میلیون دلار رسید. در همین سال بود که آنها با شرکت ویز شریک شدند تا بتوانند سفرها را با سرعت و ایمنی بیشتر برای رانندگان و مسافران انجام دهند.خدمات شرکت به صورت قراردادی است که از طریق نرم افزار گوشی هوشمند یا وب سایت شرکت بین راننده و مسافر برقرار می شود. کاربران هزینه خدمات را توسط کارت اعتباری یا پی پال یا به صورت نقدی پرداخت می کنند و خدمات پرداخت توسط شرکت های سیمانتک و وریساین حفاظت می شود. خدمات شرکت در سطوح مختلف با استفاده از رده های متنوع خودرو عرضه می شود. اما آنها همچنین نخستین شرکت خصوصی هستند که خدماتی را برای افراد معلول با همکاری پژو در مکزیکو ارائه داد. آمارها نشان می دهد که ۶.۶ درصد افراد در این کشور دچار نوعی معلولیت هستند. ریکاردو ودر، رئیس شرکت درباره علت رشد سریعی که تجربه کرده اند، می گوید: «دو عامل در این زمینه اثرگذار بوده؛ نخست توانایی ما در آمادگی برای مواجه شدن با چالش هایی که به وجود می آیند. به ویژه من درباره مسئله به اصطلاح «تناقض رشد» صحبت می کنم که به این معناست که هر چه بیشتر رشد کنید، درگیر مشکلات بیشتری می شوید. ما برای همه چالش هایی که در مرحله نخست رشد ایجاد می شود، به خوبی تجهیز شده بودیم. نکته دوم هم اینکه فرهنگ شرکت مهم ترین عامل در رشد و دارایی ارزشمند شرکت است. ما ارزش های ساده ای را داریم که در بین خود به مشارکت می گذاریم. نخست اینکه ما مراقب هستیم که می خواهیم کسب و کاری بسازیم که برای همه ذینفعان ارزش آفرین باشد. به دنبال عالی بودن هستیم اما می دانیم که مرزهایی وجود دارد و نباید آنها را زیرپاگذاشت. این حوزه، یکی از خشن ترین حوزه های کسب و کار است. ما بیشترین توجه را روی ارتقای جایگاه خود در خدمات و کیفیت صرف می کنیم. به عنوان نمونه، موضوع ارتباط با رانندگانی است که با شرکت کار می کنند. ما واقعا برای ایجاد انسجام با آنها تلاش می کنیم. اقتصاد شراکتی باید معادله ای باشد که هر دو طرف آن در سطح یکسان قرار داشته باشند. اگر قوانین محلی اجازه بدهد، در هر فصل همه کارکنان ما برای چند روز به عنوان راننده کار می کنند تا درک بهتری از نیازهای رانندگان و مشتریان به دست بیاورند. رانندگان شرکت فرآیند سخت گزینش را می گذرانند و همه آنها باید آزمون روانشانسی و مواد مخدر و الکل را بگذرانند. آنها همچنین باید نشان دهند که سابقه عاری از جرم و تخلفات ترافیکی دارند. حادثه قتل یکی از زنان جوان مشتری شرکت در مکزیکو، پرسش های مهمی را درباره اعتبار گزینش های شرکت ایجاد کرد. رانندگان باید لباس حرفه ای بپوشند، ادب را رعایت کرده و به نیازهای مشتریان و خدمات اضافی که اغلب پیش می آید، توجه کنند. آنها باید سریع ترین مسیر برای رسیدن به مقصد را انتخاب کنند و در صورت تغییر مسیر بدون موافقت مشتری، جریمه خواهند شد.» شرکت کابیفای برخلاف برخی دیگر از شرکت های حمل و نقل عمومی، تلاش می کند تا با دولت ها برای یافتن راه قانونی فعالیت خود ارتباط داشته باشد. رانندگان شرکت در اسپانیا همکاران شرکت هستند و قرارداد همکاری امضا می کنند که به صورت شخصی، شرکتی یا رانندگان آزاد خدمات خود را ارائه کنند. در سال ۲۰۱۶ اتحادیه رانندگان تاکسی سانتیاگو تظاهراتی را علیه شرکت به راه انداخت اما تعدادی از هنرمندان شیلیایی که از خدمات شرکت استفاده می کردند، تعدادی فیلم کوتاه درباره استفاده از خدمات شرکت منتشر و از آن حمایت کردند. اما پس از ۶ماه تلاش ناموفق برای کسب توافق با دولت آنها خدمات جدیدی را با نام cabify city معرفی کردند که صاحبان مستقل خودرو را به مشتریان متصل می کند. این نخستین خدمات خارج از چارچوب نظارت دولتی است که شرکت ارائه کرده. شرکت کابیفای را اوبر اروپا یا نسخه اسپانیایی اوبر می نامند اما خدماتی متفاوت ارائه می کند. این خدمات به ویژه در قیمت با اوبر متفاوت است. مبنای محاسبه در این شرکت طول مسیری است که طی می شود. این بدان معناست که شرکت تلاش می کند مسیر بهینه را برای سفر تعیین کند و به این ترتیب مسافران به جای هزینه مسیری که راننده انتخاب کرده، هزینه مستقیم ترین مسیر بین دو نقطه را می پردازند. در حالی که اوبر به عنوان رقیب اصلی آنها هزینه نهایی را بر اساس ترکیبی از زمان و مسافت طی شده توسط خودرو محاسبه می کند. آنها همچنین در طول روز هزینه یکسانی برای یک مسیر دریافت می کنند در حالی که اوبر هزینه متغیر بر اساس زمان اوج ترافیک، هوا و سایر رویدادهای محلی محاسبه می کند.کلمات کلیدی: سیلیکون_ولیجذب_سرمایهسرمایهسرمایه_گذارتجارت_الکترونیککسب_و_کار

اپراتور زی تل فعالیت خود را شروع کرد

درخواست حذف این مطلب
به تازگی خبرهای خوشحال کننده ای از یک نام جدید شنیده می شود. یک برند جدید با این نیت که تجربه استفاده از اینترت را به کل تغییر دهد، پا به عرصه گذاشته است. این سیستم سرویسی با کیفیت متفاوت و با استفاده آسان را ارائه خواهد داد تا همه بتوانند با استانداردهای جهانی از اینترنت استفاده کنند.اپراتور جدید زی تل فعالیت خود را شروع کرده است تا امید تازه برای نزدیک شدن به تجربه روز دنیا در استفاده از اینترنت نامحدود را برای همگان به ارمغان آورد. ظاهراً این سرویس جدید، تی دی ال تی ای است که زی تل با رویکردی جدید آن را به بازار ارائه کرده است و شنیده ها حاکی از انقلابی در سرعت و سادگی استفاده از اینترنت برای کاربران این محصول جدید است.دنیای امروز ما دنیای ارتباطات سریع است. این سرعت در روابط، کارهای روزمره و…. در کشورهای دیگر دنیا به مراتب بیشتر است و ما برای عقب نماندن از این سرعت باید خود را با دنیا هماهنگ نگاه داریم، برای این کار نیاز به ابزارهایی مطابق با استانداردهای جهانی داریم. یکی از این ابزارها اینترنت است که متاسفانه تا به امروز، اینترنت در ایران با استانداردهای جهانی همیشه فاصله محسوسی داشته است که این فاصله خصوصا در مورد سرعت اینترنت و نامحدود بودن آن بسیار محسوس است و همیشه جای خالی یک سرویس اینترنتی که مشترکان آن نگران تمام شدن حجم اینترنت در اوج یک فعالیت مهم نباشند حس شده است. البته سرویس های اینترنت در ایران هر ساله نسبت به خود پیشرفت کرده و بهتر شده است ولی تقریبا همیشه از سایر کشورهای جهان بسیار ضعیف تر بوده است.موسسه «آکامای تکنولوژی» گزارش مفصلی در مورد سرعت اینترنت جهان منتشر کرده است که در آن به مقایسه پارامترهای مهم کشورها با یکدیگر در سه ماهه اول سال ۲۰۱۷ می پردازد و بر اساس این گزارش می بینیم که ایران با سرعت ۴.۷ مگابایت در ثانیه رتبه ۱۰۷ را از میان ۱۴۹ کشور جهان را کسب کرده است.هر روزه شاهد تبلیغات شرکت های مختلفی هستیم که هر کدام ادعای سرعت بالاتر و کیفیت بهتر و حجم بیشتر را دارند ولی وقتی زمان خرید و استفاده از این خدمات فرا می رسد فرق چندانی مشاهده نمی کنیم و چیزی کمتر از انتظارمان دریافت می کنیم. بسیاری از ما شدیدا به اینترنت وابسته هستیم. به طوری که برایمان حتی چندساعت دوری از آن غیر قابل تصور است و حتی نمی توانیم به یاد بیاوریم که سال های قبل از آشنایی با اینترنت چگونه کارهای روزانه خود را انجام می دادیم.آدم هایی که اینترنت کل زندگی آنها است، درآمدشان در آن تعریف شده، تفریح شان در آن است و دانش شان از آن تامین می کنند، هر روز به دنبال راه حل هایی هستند برای داشتن یک اینترنت ترجیحا نامحدود که همیشه با کیفیتی یکسان کار کند و سرعت و هزینه قابل قبولی داشته باشد و استفاده از آن ساده و بی دردسر باشد، چرا که هر کدام از ما تجربه های عموماً ناخوشایندی از هر کدام از تامین کننده ها داشته و داریم.کافی است جستجوی کوچکی در اینترنت انجام داده تا کامنت های مختلف سرشار از نارضایتی را ببینید و اینجا است که بسیار سردرگم خواهید شد چرا که تعداد افراد راضی از انواع سرویس ها انگشت شمار هستند. امیدواریم که زی تل همان راه حل گم شده ما برای تامین نیازهای روزمره زندگی پرسرعت امروز باشد. رپرتاژآگهی

میزبانی آنلاین جلسات با از تاکس

درخواست حذف این مطلب
میزبانی آنلاین جلسات با از تاکسمعرفی یک اپلیکیشن فارسی برای برگزاری کنفرانس ها و جلسه های کاری۲۸ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/wakvngازتاکس (eztalks) یک راهکار جلسه آنلاین و کنفرانس رایگان برای اشتراک گذاری ویدئوها، اسناد، فایل صوتی و غیره است؛ یکی از بهترین اپلیکیشن های کنفرانس ویدئویی که به کاربران خود امکان می دهد به طور همزمان با ۱۰۰شرکت کننده در ارتباط باشند. ازتاکس (eztalks) یک راهکار جلسه آنلاین و کنفرانس رایگان برای اشتراک گذاری ویدئوها، اسناد، فایل صوتی و غیره است؛ یکی از بهترین اپلیکیشن های کنفرانس ویدئویی که به کاربران خود امکان می دهد به طور همزمان با ۱۰۰شرکت کننده در ارتباط باشند.اگر به دنبال برگزاری جلسه وب، تماس کنفرانسی، جلسه آنلاین و غیره هستید، این اپلیکیشن می تواند برای شما مفید باشد. می توانید دعوتنامه جلسه را برای شرکت کنندگان خود ارسال کنید تا آنها در عرض چند ثانیه به جلسه کاری شما ملحق شوند. اکنون می توانید به جلسات آنلاین بپیوندید، یا این جلسات را برگزار کنید، انواع مختلف محتوا را به اشتراک بگذارید یا با شرکت کنندگان گفت وگو کنید.با استفاده از ازتاکس دیگر نگران این نخواهید بود که وقتی بیرون از دفتر کار هستید، جلسه کاری را از دست خواهید داد. اپلیکیشن جلسه فضای ابری رایگان ازتاکس به شما امکان می دهد تا از هر کجا از جلسات آنلاین، کنفرانس های ویدئویی و جلسات وب بهره مند شوید. قابلیت کنترل جلسه نیز به شما امکان می دهد تا شرکت کنندگان جلسه را مشاهده و صداهای پس زمینه را قطع کنید یا دوربین را متوقف کرده یا از جلسه خارج شوید. با ازتاکس دیگر نیازی به اپلیکیشن های سنتی، اپلیکیشن های وب کنفرانس یا اپلیکیشن های جلسه تخته سیاه نخواهید داشت، این ابزار آنلاین و مدرن قابلیت های خلاقانه ای را در اختیار شما و کسب و کارتان قرار می دهد. از جمله این قابلیت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:ورود به سیستم از طریق حساب گوگلمیزبانی جلسه آنلاین با قابلیت اشتراک گذاری صفحه و ویدئو کنفرانسارتباط با ۱۰۰ شرکت کننده به طور همزمانتماس های ویدئو کنفرانس و تماس های صوتی با کیفیت بالاجلسه تخته سیاه و راهکارهای پیام رسانی فوریچرخش صفحه و قابلیت اشتراک گذاری صفحهگفت وگوی گروهی و گفت وگوی شخصی با شرکت کنندگان خاصمشاهده صفحه ارائه دهند در طول جلسه آنلایناستفاده آسان از قابلیت دعوت در جلسهامکان پخش ۲۵ ویدئو در هر جلسهدعوت شرکت کنندگان بیشتر در طول تماس ویدئویی یا جلسات آنلاینافزودن یا حذف شرکت کنندگان در هر زمانسیستم مدیریت اتاق کنترل جلسه پیشرفته.کلمات کلیدی: اپلیکیشن

رصد مشتری در شبکه های اجتماعی

درخواست حذف این مطلب
اگر به دنبال آن هستید که فعالیت های مشتریان خود را در رسانه های اجتماعی پیگیری کنید، بازسومو می تواند ابزار مفیدی برای شما باشد. وقتی سعی دارید موضوعات مقاله ای را با کلیدواژه های مناسب در ذهن خود کنار یکدیگر بچینید، این اپلیکیشن به کمک شما می آید. می توان از بازسومو برای پیدا کردن محتوای مناسبی که توسط افراد در سراسر رسانه اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود، استفاده کرد. به علاوه می توان آن را تجزیه و تحلیل کرد تا رقبا را در یک حوزه کاری ردیابی کرده و تاثیرگذاران اصلی را شناسایی کرد.در واقع بازسومو یک ابزار جست وجو و تحلیل رسانه اجتماعی برای بازاریاب های محتوا ست. این ابزار محتوای وب را بر اساس استعلام ها جست وجو کرده و گزارشی را بر مبنای لایک ها و اشتراک گذاری های اجتماعی به کاربر ارائه می دهد.این اپلیکیشن به بازاریاب های محتوا امکان می دهد تا بهترین محتوا را در هر بازاری تجزیه و تحلیل کنند. موتور جست وجوی اجتماعی پیشرفته آن محتوایی که بیشترین اشتراک گذاری را داشته است، شناسایی کرده و به کاربران اطلاعاتی درباره موضوع، نویسنده یا دامنه و محتوایی که موجب جذب مخاطب شده است، ارائه می دهد. از این اطلاعات می توان برای راهنمایی کردن کاربرانی که تولید محتوا می کنند، استفاده کرد.با بازسومو کاربر می تواند موفقیت در محتوای اجتماعی رقبا را پیگیری کرده و تاثیرگذاران اصلی در آن حوزه را شناسایی کند. تجزیه و تحلیل انجام داده، تاثیرگذاران اصلی را دنبال کند و با آنها در ارتباط باشد. ویژگی های اصلی این ابزار عبارتند از:دیدگاه هایی درباره محتوا هشدارهای محتوا تجزیه و تحلیل و مقایسه با رقیب لینک های بازگشت اجتماعی فیلترینگ پیشرفته جست وجوی محتوا استخراج داده گزارش های تحلیل محتوا مرور شبکه اجتماعی ردیابی و اعلان نویسنده هشدارهای لینک مجموعه شخصی سازی شده جست وجوی محتوا.صاحبان کسب و کارهای مختلف و استارت آپ ها در مراحل اولیه راه اندازی شرکت خود نیاز به ابزاری دارند تا با کمک آن یک لوگو یا هویت برند برای خود بسازند. لوگو میکر، اپلیکیشن طراحی لوگو است که به این افراد در ایجاد لوگوهای حرفه ای، منحصر به فرد و تاثیرگذار کمک می کند.لوگو میکر یک اپلیکیشن سریع و آسان با هزاران رنگ، پس زمینه، بافت و آثار هنری است. این ابزار همراه با ابزارهای ویرایش عکس حرفه ای ارائه می شود تا بتوان یک لوگوی حرفه ای ساخت.لوگو میکر شامل مجموعه ای از استیکر ها، المان های گرافیکی، اشکال، پس زمینه ها و بافت های دسته بندی شده است که می توان به سرعت با آنها یک لوگو ساخت.به علاوه ابزارهای ویرایش متن و ویرایش عکس حرفه ای را ارائه می دهد مانند فلیپ کردن، چرخاندن، چرخش سه بعدی، تغییر اندازه، انحنا، فونت، رنگ و بسیاری از گزینه هایی که برای ساخت لوگوهای زیبا به آنها نیاز است. از این ابزار می توان برای ایجاد پوسترهای تبلیغات، آگهی، اعلامیه، جلد عکس ها، بروشور، روزنامه و سایر مطالب برندسازی برای فروشگاه، رستوران، دفتر کار یا سایت های اجتماعی خود استفاده کرد.لوگو ظاهر کسب و کار شما ست. نه تنها موجب می شود که شرکت شما حرفه ای به نظر برسد، بلکه می تواند گویای کسب و کار شما باشد و مشتریان را جذب کند. به عبارت دیگر، لوگو برای مشهور کردن برند کسب و کار شما بسیار اهمیت دارد. وقتی آماده ساخت یک لوگو برای کسب و کار خود هستید، این اپلیکیشن می تواند کمک زیادی به شما بکند.از جمله ویژگی های اصلی این ابزار می توان به موارد زیر اشاره کرد:هزاران آثار هنری دسته بندی شدهمجموعه وسیعی از المان های گرافیکیچندین پس زمینه، بافت و رنگابزارهای ویرایش عکس و ویرایش متن حرفه ای.zei° ساده ترین روش برای پیگیری زمان در محل کار است. این ابزار فوری، دقیق و کار با آن ساده است. با zei° کاربر می تواند در وقت و هزینه های خود صرفه جویی کند، بازدهی بیشتری داشته باشد و اطلاعات مفیدی را در باره نحوه گذراندن زمان خود دریافت نماید.سخت افزار زی ای آی یک دستگاه هشت ضلعی است. فقط باید این دستگاه را در جایی قرار دهید که رو به پروژه باشد. سپس نرم افزار آن به طور خودکار زمان را پیگیری می کند. اگر می خواهید کارهای خود را تغییر دهید، کافی است دستگاه را رو به سمت دیگری قرار دهید.ویژگی های اصلی این ابزار به شرح زیر است:سریع ترین و دقیق ترین راهکار پیگیری زمان در بازاربه شما کمک می کند تا ۹۰درصد از زمان خود را که معمولا صرف پیگیری زمان می کنید، ذخیره نماییدراه اندازی آسان در عرض چند دقیقهمی توان از آن به عنوان یک راهکار تنها یا همراه با سخت افزار زی ای آی استفاده کردبه طور خودکار زمان شما را در زمان واقعی پیگیری می کندگزینه ای برای ویرایش دستی مدخل های زمانی، افزودن مدخل های جدید و یا حذف آنها داردنمودارهایی برای تصویرسازی و تحلیل تخصیص زمانگزارش های سفارشی سازی شده و با جزئیات درباره نحوه صرف زمانهمگام سازی با دستگاه هانمای تقویم.در نسخه پیشرفته این ابزار امکان یکپارچه سازی با سایر نرم افزارها مانند جیرا یا تاگل نیز وجود دارد. همچنین می توان برای تقویت جریان کار، همگام سازی های دو طرفه در زمان واقعی در سراسر پلتفرم ها انجام داد.این اپلیکیشن آنقدر محبوبیت پیدا کرده که رسانه هایی مانند تک کرانچ، ورج، هافینگتون پست و الفیر درباره آن صحبت کرده اند.

یادگیری با گوگل پریمر

درخواست حذف این مطلب
یادگیری با گوگل پریمر ۲۸ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/rbsefiگوگل پریمر (google primer) یک شیوه رایگان، سریع و ساده برای یادگیری مهارت های بازاریابی دیجیتالی و کسب و کارهای جدید است. پریمر به طور آفلاین نیز کار می کند در نتیجه شما می توانید هر زمان که حتی ۵ دقیقه وقت آزاد دارید گوگل پریمر (google primer) یک شیوه رایگان، سریع و ساده برای یادگیری مهارت های بازاریابی دیجیتالی و کسب و کارهای جدید است. پریمر به طور آفلاین نیز کار می کند در نتیجه شما می توانید هر زمان که حتی ۵ دقیقه وقت آزاد دارید، در هر زمان و هر کجا، درباره برنامه ریزی کسب و کار، مدیریت، فروش، تبلیغات دیجیتال، رسانه اجتماعی، بازاریابی محتوا، سئو، تحلیل، برندسازی و غیره اطلاعات کسب کنید. پس از هر درس، این ابزار شخصی سازی انجام می دهد بنابراین می توانید مهارت های جدید خود را بلافاصله در کارها اعمال کنید. با گوگل پریمر صاحبان استارت آپ ها می توانند به سرعت و به آسانی اطلاعات کسب و کار و بازاریابی مورد نیاز را کسب کرده و پیشرفت خود را پیگیری کنند تا یادگیری مهارت های جدید بخشی از زندگی روزانه آنها شود.کلمات کلیدی: بازاریابی|_دیجیتالیکسب_و_کاربازاریابی

این فناوری است که گافا را بزرگ و بزرگ تر می کند!

درخواست حذف این مطلب
گافا، نامی است که به کسب وکارهای گوگل، آمازون، مایکروسافت، اپل و فیس بوک داد ه اند. با اینکه این کسب وکارها به صورت مستقیم در زمینه فین تک فعالیت نمی کنند، اما به بازیگران اصلی بازار فین تک تبدیل شده اند. دلایل این امر را در مقاله ای از وال استریت ژورنال بخوانید.چند هفته پیش مقاله ای در وال استریت ژورنال منتشر شد که موضوع محوری اش این سوال بود: «چرا شرکت های بزرگ روزبه روز بزرگ تر می شوند؟» پاسخ یک چیز است: «فناوری». در واقع راز موفقیت گوگل، آمازون و مایکروسافت در میزان سرمایه گذاری آنها در فناوری نهفته است. نکته جالب اینجاست که شرکت های بزرگ به دلیل سرمایه گذاری فراوانی که در فناوری انجام داده اند از همه بازیگران بازار پیش افتاده اند و در هر زمینه ای کارایی بیشتری دارند. سوال این است که این روند تا چه زمانی ادامه می یابد؟این موضوع از منظر دیگری هم اهمیت دارد. وقتی به اکوسیستم ایران نگاه می کنیم شاهد ادعاهایی در زمینه یونیکورن شدن برخی کسب وکارها هستیم. نکته ای که کسب وکارها را از همتایانشان پیش می اندازد، ارزش گذاری و چیزهایی مانند آن نیست؛ تمایز اصلی در فناوری است. اگر کسب وکاری ادعا می کند پیشگام بازار است، باید به این سوال پاسخ دهد که دقیقا چه میزان در زمینه رشد فناوری اش سرمایه گذاری کرده است نه لزوما استفاده از فناوری.شرکت های بزرگ در تمام زمینه ها از همتایان خود پیشی گرفته اند و بخش اعظمی از درآمد و سود بازار را می بلعند. اقتصاددانان تفاسیر احتمالی گوناگونی همچون گرد آمدن مدیران بلندپرواز در شرکت های برتر، عدم وجود قوانین آنتی تراست، اتوماسیون و موارد مشابه دیگری را در این خصوص عنوان کرده اند.اما تحقیقات جدید نشان می دهد که راز موفقیت شرکت های بزرگی چون آمازون، گوگل و فیس بوک در جهان، میزان سرمایه گذاری روی فناوری یا به عبارت ساده تر تکنولوژی است. در واقع، سرمایه گذاری روی فناوری اصلی ترین رمز موفقیت روزافزون شرکت های قدرتمند است.هزینه های مربوط به فناوری اطلاعات انواع مختلفی دارند. طی چند دهه ابتدایی پس از انقلاب کامپیوترهای شخصی، بسیاری از شرکت ها به خرید سخت افزارها و نرم افزارهای غیرسفارشی و تولید شده به صورت انبوه روی آوردند، اما با ظهور رایانش ابری، خدمات ارائه شده توسط شرکت هایی نظیر آمازون، گوگل و مایکروسافت مورد استقبال قرار گرفتند؛ سیستم هایی که قابلیت سفارشی سازی نیز داشتند، اما به خودی خود سفارشی نبودند.سرمایه گذاری روی فناوری اطلاعات که صرف ایجاد نرم افزارهای مختص شرکت و استفاده انحصاری شرکت ها می شوند، در حقیقت یک مزیت رقابتی به شمار می آید. این مفهوم با درک ما از تحقیق و توسعه کاملا متفاوت است و به عبارتی، نرم افزاری است که توسط شرکت مورد استفاده قرار می گیرد، نه بخشی از محصولاتی که برای ارائه به کاربران توسعه یافته اند.جیمز بیسِن (james bessen)، اقتصاددان و مدرس دانشکده حقوق دانشگاه بوستون، که اخیرا مقاله جدیدی در مورد چالش های سیاسی اتوماسیون و هوش مصنوعی نوشته است، می گوید: شرکت های بزرگ فناور نظیر گوگل، فیس بوک، آمازون و اپل، در کنار غول های بزرگی چون جنرال موتورز و نیسان از حوزه خودروسازی یا پی فایزر (pfizer) و روچ (roche) از حوزه داروسازی، نرم افزارها و حتی سخت افزارهای انحصاری خود را دارند و به جای هم تراز کردن مدل های کسب وکارشان با ایده های توسعه سایر شرکت ها، روی ارائه نوآوری و ارتقای فرایندهای خود پافشاری می کنند.بدین ترتیب، بخش کوچکی از کل، تمام منافع را به خود اختصاص می دهد و دیگر شرکت ها به صورت فزاینده ای عقب می مانند. اما آیا ممکن است که تنها غالبین این میدان، شرکت های بزرگ نباشند؟ احتمال اینکه این سودآوری همه جانبه و برای همه به یک میزان باشد چقدر است؟ سارا کالیگاریس (sara calligaris)، اقتصاددان سازمان همکاری و توسعه اقتصادی می گوید: میزان سرمایه گذاری روی فناوری توسط شرکت ها که جیمز بیسن آن را «شدت فناوری اطلاعات» (it intensity) می نامد، نه تنها در ایالات متحده آمریکا که در ۲۵ کشور دیگر جهان نیز مورد بحث و بررسی است.زمانی که شرکت های با کارایی بالا را در هر حوزه ای، با شرکت های دون پایه همان حوزه مقایسه می کنید، شکاف موجود در توسعه بهره وری را می بینید که مدام نیز در حال افزایش است. آنچه که می توان نتیجه گرفت این است که اگر نگوییم برنده تمام اقتصاد را به خود اختصاص می دهد، اما حداقل بخش اعظمی از اقتصاد فعلی جهان از آن شرکت های برنده است.به عقیده بیسن، این شکاف بزرگ بهره وری با افزایش هزینه های انحصار فناوری اطلاعات در ارتباط است. بر اساس داده های ارائه شده توسط اداره تحلیل اقتصادی (bureau of economic analysis)، میانگین سرمایه گذاری روی فناوری اطلاعات (که شامل نرم افزار، احداث ساختمان های جدید، تحقیق و توسعه و نظایر آن می شود) در سال ۱۹۸۵ چیزی در حدود ۷ درصد بوده است. این در حالی است که در سال ۲۰۱۶، شرکت های آمریکایی سرمایه گذاری روی فناوری را به ۲۴ درصد افزایش داده اند. این آمار، سرمایه گذاری هنگفتی بالغ بر ۲۵۰ میلیارد دلار را طی یک سال در برمی گیرد و بیشتر روی تحقیق و توسعه متمرکز شده است. فاکتور فناوری اطلاعات و میزان کارکنان جذب شده در شرکت هاپیامدهای این روند روی دستمزدها و کارکنان شرکت ها را نیز نباید نادیده گرفت. بر اساس گزارشی که از سوی دفتر ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا ارائه شده است، بزرگ تر شدن شکاف دستمزدی طی سال های ۱۹۷۸ تاکنون، ناشی از افزایش پرداختی های شرکت های موفق و کارآمدتر، نسبت به شرکت های کوچکی است که پرداختی های نسبتا پایا و ثابتی داشته اند. نرخ پرداختی شرکت های بزرگتوسعه فناوری های جدید در سال های قبل، به تمامی شرکت ها با سرعتی برابر انتقال می یافت و از این رو، شاهد ارتقای سراسری صنایع به یک میزان بودیم. ساموئل اسلاتر (samuel slater)، پدر انقلاب صنعتی آمریکا، کسی است که توانست به تنهایی تکنولوژی پیشگام انگلستان را به آمریکا بیاورد و با فاش کردن راز دستگاه های ریسندگی نخ انگلستان، که به دلیل کمبود منابع طبیعی مخفی نگه داشته شده بودند، به عنوان یک نساج انگلیسی طرح های خود را از دستگاه های ریسندگی ماندگار کند.۲۰ سال بعد نیز شرکت ها با پذیرش و به کارگیری مایکروسافت آفیس یا نرم افزار دسکتاپ آدوبی، وارد مرحله جدیدی از پیشرفت شدند، در حالی که شرکت های بزرگ تری که از پذیرش این نرم افزارها سر باز زدند، بلافاصله از صحنه رقابت حذف شدند. اما تصور کنید به جای دستگاه نساجی، کسی بخواهد زیرساخت های ابری گوگل را کپی کرده و برای خود بازتولید کند! یا فرض کنید اکسل هرگز نرم افزاری مصرفی نبود و به جای آن، از زیرساخت های داخلی حفاظت شده ارنست اند یانگ (ernst & young) بود. به گفته دکتر کالیگاریس، آنچه که امروز شاهد آن هستیم، کند شدن فرایندی است که آن را«ماشین انتشار» می نامیم. به عبارت بهتر، فناوری هایی که اخیرا با نوآوری شرکت ها ایجاد می شوند، غالبا در داخل خود سیستم باقی می مانند و امکان استفاده شرکت های دیگر از آنها و انتشارشان وجود ندارد.شاید بتوان برای توصیف بهتر و روشن تری از این وضعیت، به پیچیدگی فرایندها و فناوری های امروز اشاره کرد. جیمز بیسن در این باره می افزاید: فناوری هایی که در حال حاضر به آنها متکی هستیم، بسیار عظیم و پیچیده هستند و عمیقا با مهندسان، کارکنان، سیستم ها و مدل های کسب وکار شکل گرفته در اطراف شان پیوند دارند. با وجود اینکه در گذشته امکان استفاده از فناوری دیگران با کسب مجوز یا کپی و حتی سرقت آن وجود داشت، این روزها امکان جداسازی این فناوری ها از سازندگان آنها وجود ندارد و به نوعی جزئی از آن مجموعه به شمار می روند. بیایید کمی در مورد موتور هوش مصنوعی فیس بوک که با پیشرفت خود تاثیر بسزایی در ارتقای شبکه اجتماعی خود داشته است، بیندیشیم. یا خدمات مبتنی بر رایانش ابری آمازون و یا سیستم لجستیکی قدرتمند والمارت که توانسته رقبای والمارت را از میدان به در کند. طبیعتا این شرکت ها به هیچ قیمتی حاضر به واگذاری یا فروش این فناوری به شرکت های دیگر نخواهند بود. البته صرف سرمایه گذاری روی فناوری نیز نمی تواند کافی باشد.جیمز بیسن با اشاره به رویکرد سیرز (sears) چنین می گوید: «سیرز یکی از بزرگ ترین مشتریان شرکت کامپیوتری آی بی ام (ibm) در حوزه خرده فروشی بود. آنها از سرمایه گذاران غول پیکر فناوری اطلاعات بودند، اما قادر به رقابت با والمارت و سیستم آن نبودند». شاید بتوان گفت، بخشی از مشکل سیرز به استفاده این شرکت از فناوری شرکت های دیگر به جای کار کردن روی خود و ایجاد زیرساخت هایی بر پایه دانش نهادی، سیستم و ویژگی های انحصاری شرکت برمی گردد. جیمز بیسن اذعان می کند که این مزایای رقابتی به ظاهر غیر قابل دستیابی، که شامل شدت فناوری اطلاعات شرکت های قدرتمند می شوند، تنها چیزی است که می تواند مانیای جهان امروز را برای ادغام شرکت ها و مالکیت های دیوانه وار توجیه کند. به نظر می رسد دستیابی به فناوری های نوین و بحرانی جهان امروز، جز با استفاده از این روش ها ممکن نخواهد شد. به عقیده بیسن، مزیت رقابتی مذکور از تفاوت در قوانین نشأت نمی گیرد چرا که بسیاری از شرکت های موفق و معتبر در کشورهای آمریکایی و اروپایی در اغلب کشورهای دیگر جهان نیز روندی رو به رشد دارند. در حقیقت، این امر می تواند بی اهمیت بودن تلاش های اتحادیه اروپا برای جریمه هنگفت و چند میلیاردی گوگل یا سایر شرکت های فناور را روشن کند.هنوز مشخص نیست که این پدیده تا چه مدت می تواند شرکت های بزرگ را در مصاف با رقیبان شان با سرعتی هرچه تمام تر به پیش براند؛ اما همان طور که غول های فناوری در اندیشه انحصار به سر می برند، جهان نیز با قانون جدیدی مواجه شده که از فناوری اطلاعات مدرن نشأت می گیرد؛ قانونی که به صورتی طبیعی کاربران را وامی دارد تا کالاها و خدمات مورد نیاز خود را از عده محدودی از غول های بزرگ جهانی دریافت کنند و این یعنی خارج شدن شرکت های دیگر از دور رقابت!

پوست اندازی در محصولات فین تکی

درخواست حذف این مطلب
یکی از بزرگ ترین روند های امروزی فین تک، ظهور محصولات مرتبط با حساب بانکی دیجیتال مانند حساب جاری موبایلی و کارت های نقدی جدید است. از استش (stash) و ای کورنز (acorns) گرفته تا وِنمو (venmo) و سوفای (sofi)، فهرستی از شرکت های فین تکی هستند که محصولات جدیدی مرتبط با حساب بانکی دیجیتال به مشتریان عرضه می کنند.از اسکوئر تا پِی پال همه در حال خلق محصولات فین تکی هستند که مصرف کنندگان را قادر می سازد پول حساب های دیجیتال خود را مستقیما به وسیله یک کارت فیزیکی خرج کنند.فین تک ها برای حساب بانکی دیجیتال به صورت اخص مشتریان جوان را هدف قرار داده اند و با توجه به ارزش های بنیادی آنها، محصولات خود را خلق می کنند.برای مثال، سوفای کاربران را قادر می سازد تا همه دارایی ها و بدهی های خود را یک جا مشاهده کنند. یا اسکوئر که جوایزی مانند کارت اعتباری به کاربران کارت های نقدی خود ارائه می کند.این راهبرد منطقی به نظر می رسد، زیرا که مشتریان جوان تر اقبال بیشتری به امتحان کردن محصولات جدید فین تک دارند. قریب به ۶۰درصد مشتریان بانک های ایالات متحده اعلام کرده اند که حاضر به امتحان کردن یک محصول مالی هستند که توسط یک شرکت فناوری که محصولاتش را قبلا به کار برده اند، تولیدشده باشد. در میان مشتریان ۱۸ تا ۳۴ ساله این رقم به ۷۳درصد افزایش پیدا می کند.علاوه بر این، افزایش اینگونه محصولات مصادف با زمانی است که مصرف کنندگان کارت های نقدی را به کارت های اعتباری ترجیح می دهند.تحقیق بوستون فد (boston fed) در سال۲۰۱۷ نشان می دهد که در ایالات متحده ۷۰درصد پرداخت ها مربوط به مصرف کنندگان با سن بیشتر از ۱۸ سال است که ۳۲درصد از این پرداخت ها با کارت های نقدی صورت می پذیرد. وجه نقد در میان روش های پرداخت با ۲۷درصد رتبه دوم را به خود اختصاص داده و کارت های اعتباری با سهم ۲۳درصد در مقام سوم قرارگرفته اند.۶ فین تک غیر بانکی اسکوئر، وِنمو، پِی پال، ای کورنز، سوفای و استش در حال خلق محصولات مربوط به حساب بانکی دیجیتال جدید هستند.هر یک از این شرکت ها پیش زمینه متفاوتی در فین تک دارند (انتقال پول همتا به همتا، مدیریت ثروت، اعطای وام و…) اما همگی با سرعت مشغولند تا حساب های جاری جایگزین را به محصولات قبلی شان اضافه کنند. این محصولات جدید برای ردیابی و کنترل مخارج طراحی شده اند و هدفشان تبدیل کاربران با حداقل یک بار فعالیت در ماه به کاربران با فعالیت روزانه است.قابل توجه است که این فین تک ها با شراکت با شرکت هایی نظیر گرین دات و استون کسل مقررات بانکی را دور می زنند. بدون نیاز به دریافت مجوز دریافت کنندگان سپرده رسمی، شراکت آنها را قادر به ارائه محصولات دِبیت می کند. وجود این راه در رو برای دور زدن مقررات بانکی در آینده برای فین تک ها ثمرات زیادی خواهد داشت.کارت نقدی اسکوئر یک کارت نقدی پیش پرداخت شده است که مصرف کنندگان را قادر به خرج کردن موجودی حساب می سازد. کاربران برای افزایش موجودی حساب شان می توانند راه های متنوعی را انتخاب کنند؛ انتقال بانکی، سپرده گذاری مستقیم از طریق شراکت با بانک، انتقال همتا به همتا از طریق اپلیکیشن (درون برنامه ای).ونمو، یکی از شرکت های تابعه پِی پال، در حال ارائه محصولی به نام وِنمو کارت است که کارکرد مشابهی دارد. کاربران خواهند توانست بدون نیاز به برداشت از حساب و انتقال به یک حساب بانکی، فورا از طریق کارت ونمو سرمایه ونمو خود را در جهان واقعی به کار برند.پول در تراکنش های انجام پذیرفته توسط کارت منحصرا توسط موجودی یک حساب ونمو تأمین می شود. برای جلوگیری از کم شدن موجودی، ونمو قابلیت پر کردن مجدد خودکار را معرفی کرده که با کم شدن موجودی از یک حد نصاب مشخص از طریق حساب های بانکی مرتبط موجودی حساب را شارژ می کند.در آخر کارت نقدی پی پال امکان خرج کردن مستقیم از حساب پی پال را به ارمغان آورده است. برخلاف راهبرد شارژ مجدد ونمو، در صورت کافی نبودن سرمایه پی پال یک کاربر، خرید پذیرفته نخواهد شد. حساب های ابتدا-موبایلی (mobile-first)سوفای مانی (sofi money) یک محصول جامع جدید مرتبط با حساب های سرمایه گذاری و جاری است. مشتریان توسط این حساب قادرند سرمایه خود را توسط کارت نقدی ارائه شده خرج کنند و با ماندن سرمایه در حساب ۱٫۱درصد سود سالانه (apy) کسب می کنند. سوفای مانی کاملا مجانی بوده و هیچ کارمزدی هم دریافت نمی کند.سوفای مانی به عنوان جزئی از مجموعه بزرگ محصولات سوفای به کاربران امکان مشاهده همه دارایی ها و بدهی های شان را در یکجا فراهم می سازد.استَش بانکینگ (stash banking) یک حساب ابتدا-موبایلی با تمرکز روی آموزش مالی است و راهنمایی در مورد خرج کردن، سرمایه گذاری و برنامه ریزی برای بازنشستگی ارائه می دهد.کارت این شرکت برای جمع ‎آوری اطلاعات در مورد عادات خرج کردن کاربران به کار می رود. استش با استفاده از این داده ها می تواند از طریق اپلیکیشن به کاربران عمل خاصی را پیشنهاد کند (مثلا شما این ماه می توانید ۵۰ دلار به حساب سرمایه گذاری خود انتقال دهید).برای استفاده از این حساب نیاز به داشتن حداقل موجودی خاص یا پرداخت حق افتتاح و اشتراک ماهانه یا کارمزد حواله بیش از اعتبا رنیست.در آخر کارت اِی کورنز اسپِند (acorns spend) یک محصول دوقسمتی ارائه می کند؛ یک حساب موبایلی جاری که با انتقال پول، چک و انتقال مستقیم دیجیتال شارژ می شود و یک کارت نقدی که امکان خرج مستقیم موجودی حساب برای کاربران را فراهم می کند.ای کورنز برای استفاده از ۳ محصول ای کورنز (acorns)، ای کورنز لِیتِر (acorns later) و ای کورنز اسپِند (acorns spend) ماهانه ۳ دلار دریافت می کند. به جز این پرداخت ماهانه، ای کورنز کارمزد دیگری دریافت نمی کند.

محتوا همچنان پادشاه است

درخواست حذف این مطلب
محتوا یکی از چالش برانگیزترین حوزه های کسب وکاری در ایران است. از سوی دیگر حوزه ای است که وقتی پای صحبت فعالان آن می نشینید، با دیدگاه های متفاوت و غالبا متناقضی مواجه می شوید. در یک جبهه صحبت از فروپاشی عصر پررونق تولیدکنندگان محتواست و از سوی دیگر با جبهه ای مواجهیم که معتقدند با محتوای خوب می توان پادشاهی کرد. دو جبهه را هم اگر از منظر تبارشناسی بررسی کنید، به ریشه های آنها در دو حوزه آفلاین و آنلاین خواهید رسید. آفلاین هایی که این روزها در بدترین شرایط ممکن هر دقیقه و ساعت قیمت های کاغذ و چاپ را بالا و پایین می کنند و با نوستالژی گذشته های خوش، حسرت امروز را می خورند و هراس فردا را در دل می کارند. اما در جبهه آنلاین ها اوضاع به کل متفاوت است. جوان های دهه شصتی در این حوزه با ایده های نو و با کمک تکنولوژی وب و ابزارهایی که فراتر از تولید صرف محتواست در حال ساختن کسب وکارهای سودده و بزرگ هستند. آرمان والی به همراه دو هم بنیانگذارش اشکان قدیمی و علیرضا ناظم زاده در استارت آپ محتوامحور «چطور»، یکی از همین دست کسب وکارهای خوش آتیه را راه انداخته اند؛ جایی که پاسخی است برای آنها که می خواهند جواب چطورهایی را که در ذهن دارند، بیابند. آنها وب سایتی محتوایی را پایه یک کسب وکار پایدار کرده اند که گویی با دنیای پرتنش این روزهای کسب وکارهای سنتی حوزه محتوا، چند سال نوری فاصله دارد. اینجا همه چیز گرد خبر رشد و رنک و رونق می چرخد. در گفت وگویی که با آرمان والی انجام داده ایم، از او درباره راهی که چطور پیموده پرسیده ایم و همچنین درباره اینکه محتوا در عصر سرعت و تغییرات مداوم وب و سبک زندگی مردم، چطور می تواند پایه یک کسب وکار بزرگ شود. چه شد که «چطور» را راه اندازی کردید؟تیم اولیه ما متشکل از من یعنی آرمان والی، اشکان قدیمی و علیرضا ناظم زاده بود. حدودا دو سال و نیم پیش تصمیم گرفتیم که شرکتی راه اندازی کنیم به نام be360، یعنی بیزینس اینجینرینگ ۳۶۰درجه. در واقع می خواستیم کسب وکارها را مهندسی کنیم. هدف مان هم این بود که چندین کسب وکار راه اندازی کنیم که در آینده هر کدام در حوزه خودشان اول باشند. در ابتدا هم به دنبال مدل های درآمدزایی عجیب و غریب نبودیم چون به لحاظ سرمایه گذاری دست مان باز بود و در ابتدا تنها می خواستیم زیرساخت های کسب وکار مورد نظرمان را به درستی پی ریزی کنیم. از حرفت اینطور برداشت می کنم که انگار در ابتدا می خواستید فرهنگی را پایه ریزی کنید. بله، در واقع یکی از مواردی که می خواستیم پایه ریزی کنیم، بازاریابی محتوایی و ایجاد جامعه هدف مشخص بود، چون اگر در قدم نخست این کار را می کردیم، برای راه اندازی کسب وکارهای بعدی مان می توانستیم به خوبی از این بخش کمک بگیریم، چرا که هر کسب وکاری برای اینکه بتواند رشد قابل توجهی را تجربه کند، در سال نخست باید چند صد میلیون تومان برای بازاریابی هزینه کند. بنابراین اگر حوزه بازاریابی محتوایی را راه اندازی می کردیم، کمک زیادی به ما می کرد و بعدا همین طور هم شد. در این زمینه چند پروژه آموزشی را در حوزه های سلامت، توسعه فردی و... آغاز کردیم. در آن زمان ما متوجه این نکته شدیم که هیچ مرجع فارسی وجود ندارد که در این زمینه ها پاسخگوی فارسی زبانان باشد و جزئیاتی را در مورد آنچه به آن اشاره کردم، در اختیارشان قرار دهد. در این زمینه افرادی با تخصص موشن گرافی، گرافیک، محتوا و... استخدام کردیم و می خواستیم هر چه سریع تر به زمان راه اندازی برسیم. ورود به حوزه محتوا آن هم در زمانی که حوزه پرزرق و برق تری برای راه اندازی کسب وکار وجود داشت، شما را از شکست نمی ترساند؟ چون حتی در اکوسیستم هم هنوز اهمیت محتوا به خوبی درک نشده. یکی از دلایلی که مانع از شکست ما در قدم های نخست شد، این بود که با مطالعه زیاد در زمینه محتوا و تکنیک های مربوط به آن، توانستیم عملکرد خوبی داشته باشیم. مثلا روی حوزه سئو متمرکز شدیم و سعی کردیم تکنیک های مخصوص سئو را دقیقا اجرا کنیم. نکته مهم دیگری که مانع از شکست مان شد و به آینده امیدوار شدیم، این بود که کلیشه ها را کنار گذاشتیم؛ یکی از کارهایی که انجام دادیم، این بود که بک لینک نخریدیم و با خودمان عهد کردیم که تنها از بک لینک های ارگانیک استقبال کنیم و تعداد صفحات مان را کم نگه داریم اما کیفیت بالایی داشته باشیم. در واقع روند کلاه سفیدبودن را در پیش گرفتیم. این در حالی بود که سایت های بزرگ هم محتوای ما را بدون ذکر منبع و بدون هیچ تغییری برمی داشتند و استفاده می کردند، اما ما تلاش کردیم که ادامه بدهیم. شما نمونه از پیش آماده ای هم نداشتید و بنابراین حتما آزمون و خطای زیادی هم داشتید. دقیقا همین طور است و اصولا حوزه تولید محتوا مسئله ای نیست که با چند جست وجو بتوان اصولش را فراگرفت. بنابراین باید خودمان تشخیص می دادیم که یک مقاله استاندارد، چه ویژگی هایی باید داشته باشد، چه تخصص هایی باید روی آن پیاده سازی شود و... بنابراین شاید ۱۰مرحله را برای بررسی یک متن در نظر گرفتیم یعنی هر نفر متن را از یک منظر بررسی کند؛ یک نفر تنها متخصص عکس ها بود، یک نفر متخصص تیترها، یک نفر ویرایش معنایی می کرد و یک نفر ویرایش نگارشی و... تا جایی که برای هر تغییری، فکر اساسی می شد و می شود. کما اینکه در سطح دنیا برای تغییر هر پیکسلی فکر می کنند و با برنامه ریزی و آزمایش های گوناگون این کار را انجام می دهند، اما در ایران کمتر به تجربه کاربری اهمیت می دهند و ما اگر می خواستیم در این زمینه با قدرت وارد شویم، باید به جزئیات و ریزترین مسائل حساسیت نشان می دادیم. این کار هزینه بالایی برای ما داشت و حجم تولیدمان پایین آمد اما نتیجه خوبی برای مان داشت. این توضیحات را از این نظر ارائه می کنم که بگویم، محتوای آنلاین برخلاف تصور رایج، بسیار تخصصی است و دارای ظرایف و ریزه کاری های بسیاری است و رعایت یا عدم رعایت هر نکته ای می تواند تفاوت معناداری ایجاد کند. سعی و خطای زیادی داشتیم اما در نهایت هر کدام از نیروها در زمینه کاری شان رشد کردند و به افراد متخصصی تبدیل شدند. چه محتوایی را برای «چطور» در نظر داشتید؟محتوا در زمینه آموزش های مختلف به ویژه آموزش های فردی مد نظر ما بود. مثلا آموزش در زمینه اعتماد به نفس، موفقیت، سبک زندگی، کسب وکار و... از دیگر حوزه هایی بود که فکر می کردیم به تولید محتوای حرفه ای نیاز دارد. در این زمینه ها محتوای ویژه ای تولید نشده و مردم ما با فقر محتوایی مواجه هستند. دلیل این امر هم این است که در نظام آموزشی ما تاکیدی روی فرد و انسان شناسی وجود ندارد. بنابراین محتوایی هم برای این مقوله تولید نشده است. در مورد اینکه اعتماد به نفس چیست و کجا به کار می آید، در مورد رفتار و شیوه های برقراری ارتباط و کلا هر آنچه به روابط بینافردی مربوط است، محتوای حرفه ای خیلی کم تولید شده است. مثلا آموزش و پرورش باید بخشی از تولید محتوای مربوط به روانشناسی و روابط بینافردی را تقبل کند اما این کار را نکرده است؛ یعنی در آموزش و پرورش به کسی یاد نمی دهند که در جامعه چه رفتاری داشته باشد و چگونه با آدم ها ارتباط برقرار کند. در کنار این مسائل، به ادبیات، لحن و زبان محتوا هم توجه ویژه ای داشتیم که برای عموم قابل هضم باشد. البته منابع انسانی که بتواند این محتوا را تولید بکند هم زیاد نبود، بنابراین با آزمون و خطا و تلاش به چنین نیروهایی رسیدیم؛ یعنی آدم ها و «چطور» در کنار هم رشد کردند. کدام بخش ها و مطالب «چطور» بازدید بیشتری دارند؟تقریبا اغلب مطالب «چطور» دیده می شوند، اما موضوعاتی مانند سلامت و توسعه فردی بسیار دیده می شوند. همچنین تناسب اندام هم مورد توجه است. احساس ما این است که آموزش در این زمینه به شدت ضعیف بوده است. به همین دلیل افراد زیادی در طول روز و شب به دنبال جست وجوی چنین مطالبی هستند و خلأ این آموزش ها را در زندگی شان می بینند و دچار مشکل شده اند و می خواهند آن را برطرف کنند. در این بخش از گفت وگو می خواهم کمی از «چطور» جدا شویم و بپردازیم به یک موضوع دیگر که البته به شما مربوط است؛ با توجه به اینکه شما یک استارت آپ با ماهیت رسانه ای هستید، می خواهم کمی در مورد وضعیت رسانه های چاپی در حال حاضر صحبت کنیم.شما در حالی استارت آپ تان را در حوزه رسانه و تولید محتوا راه اندازی کرده اید که سال هاست مردم ایران را مردمی بی توجه به محتوا و بی توجه به خواندن و مطالعه می دانند. به ویژه رسانه های آفلاین و حتی روزنامه های قدیمی کشور، با اینکه کارشان تولید محتواست، اما کمتر توانسته اند در حوزه آنلاین حرفی برای گفتن داشته باشند. همین امر هم به افت تیراژ این روزنامه ها و حتی تعطیلی بخش هایی از آنها منجر شده است؛ ضعف اساسی شان به نظر شما چیست و اینکه چرا جز یکی دو نشریه، سایرین نتوانسته اند از فضای بزرگ آنلاین استفاده بکنند؟بدون تعارف باید گفت که اسم های بزرگ و شناخته شده ای مانند همشهری که خوانندگان ثابت و وفاداری داشتند و در تیراژ بسیار بالایی هم چاپ می شدند، به تغییرات دنیای بیرون بی توجه بودند و به همین دلیل هم فرصت های بزرگی را از دست دادند. و به نظر شما آنها باید از قبل رسانه هایی مانند «چطور» را راه اندازی می کردند.بله و نه تنها می توانستند مانند «چطور» باشند، بلکه حتی به دلیل قدمت و دسترسی ها و برند شناخته شده ای که داشتند، می توانستند در حوزه آنلاین بسیار موفق تر باشند. چون خوانندگان روزنامه ای مانند همشهری، نخستین کاربران اینترنت در ایران هم بودند؛ یعنی آنها جامعه هدف شان را هم ساخته بودند اما درک مشخصی از فضای آنلاین نداشتند. الان مسئولان این روزنامه ها طی سالیان سال تنها نظاره گر کاهش تیراژ رسانه خود بوده اند. اما نمی دانم چرا هیچگاه این سوال را از خود نپرسیدند که چرا؟ چون نه تعداد خوانندگان کم شده و نه میزان خبرها و نیازهای مردم کاهش یافته، بلکه جواب این است که گزینه دیگری برای رسیدن به اطلاعات، جایگزین رسانه های چاپی شد که خود آن رسانه ها در عین اینکه می توانستند این فرصت را دریابند اما حتی در مقابل پیشنهادها هم مقاومت کردند. بنابراین قافیه را به نوعی به حوزه آنلاین باخته اند؟شدیدا هم باخته اند. نگرش بدتر این است که فکر می کنند این فقدان قابل جبران نیست؟جبرانش خیلی سخت است، چون یک پنجم شدن تیراژ، یعنی شکست. اما باز هم برندهای رسانه ای می توانند به فکر جبران باشند، چون به صورت نوستالژیک هنوز هم خوانندگان خود را دارند و اسم شان هنوز هم تاثیرگذار است، اما شکی نیست که فرصت های بزرگی را از دست داده اند و این امر ناشی از عدم سرمایه گذاری روی بخش آنلاین شان است. خود من در بخش مجلات همشهری بودم و قرار بود که وب سایت های این مجلات را که آن زمان تعدادشان به ۱۵ عدد هم می رسید، راه اندازی کنم. اما هر گاه با مسئولانش در مورد سرمایه گذاری روی وب سایت حرف می زدیم، موضع گیری های سفت و سخت داشتند. در حالی که باید بخشی از درآمد آفلاین را به حوزه آنلاین می آوردند، اما نگاه شان به وب سایت به این صورت بود که یک نفر مطالب چاپ شده را به وب سایت منتقل می کند و تمام! اما تو در بخشی از حرف هایت گفتی که در «چطور»، هر متن زیر نظر چندین نفر تولید و کنترل می شود.بله، چون این ما هستیم که باید محتوای جذاب به خواننده بدهیم نه اینکه انتظار داشته باشیم هر متنی جذابیت خوانده شدن را داشته باشد. الان ما در «چطور» نزدیک به ۱۰۰ نفر روی مطالب محتوا کار می کنند و حتی ۶ نفر سردبیر هستند و حدود ۱۰ نفر هم کارهای ویدئویی و فنی را انجام می دهند؛ یعنی بیش از ۱۰۰ نفر کار می کنند که وب سایتی با رنک «چطور» ایجاد شود. مدیران رسانه های آفلاین نهایت ذهنیتی که در مورد سرمایه گذاری روی وب سایت شان دارند، بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان است. این رقم هیچ نوع رقابتی نمی تواند ایجاد کند چون رقیبان گردن کلفتی در حوزه آنلاین ایجاد شده اند که برای دیده شدن هزینه می کنند و رفتار فنی و حرفه ای دارند. و شما برای راه اندازی «چطور» چه میزان جذب سرمایه داشته اید؟بیش از ۲ میلیارد تومان. بخش زیادی از این رقم برای منابع انسانی هزینه شده، چون اصولا محتوایی که در سایت بارگذاری می شود، با محتوایی که چاپ می شود، متفاوت است. بنابراین نمی توان همان محتوای چاپی را به وب سایت منتقل کرد. مثلا لینک گذاری که اتفاقا یک ارزش قابل توجه است، اصلا در نسخه چاپی وجود ندارد. در مورد عکس ها و ویژگی هایی که باید داشته باشند هم همینطور. با وجود ظرفیت های عظیمی برای درآمدزایی از محتوا، همچنان به رسانه های چاپی به عنوان کالایی فرهنگی نگاه می شود که باید برایش هزینه شود. این تفکر در کنار موارد عدیده دیگر، کمر مطبوعات را شکسته.در واقع نبود دیدگاه درآمدزایی از محتوا موجب شده که حجم عظیمی از محتوای تولیدی در رسانه های چاپی هدر برود، چون مدیران همان مدیران سابق با تفکرات سنتی هستند و به اندیشه های نو هم میدان نمی دهند. نمونه بارز فرصت از دست رفته، فرصتی است که همشهری در مقابل دیوار از دست داد. در حالی که مشتریان و کلاینت های همشهری سال ها قبل از دیوار شکل گرفته بودند، اما بدون استفاده ماندند و وقتی هم دیوار آمد و رشد بالایی را رقم زد، باز هم مدیران آن مجموعه به فکر استفاده از دیتابیسی که در اختیار داشتند، نیفتادند. در واقع این سیگنال قوی را نگرفتند. در حالی که ظرفیت آنلاین را دیوار ثابت کرده بود، یعنی کمترین ریسک را باید متحمل می شدند اما این فرصت بزرگ را ندیدند. در حالی که هنوز به نیازمندی های همشهری زنگ می زنند و از این راه فروش دارد. بخش آنلاینی هم که همشهری راه اندازی کرد، به خاطر نبود تفکر حرفه ای، رشد لازم را نداشته است. همیشه مردم را متهم کرده اند که اهل خواندن نیستند و سرنیزه ها را به سمت مردم می گیرند که افت فرهنگی کرده اند. حالا این سوال را دارم که تو این وضعیت را می دیدی. آیا ترسی از حضور در حوزه محتوا نداشتی؟ یعنی ترس از دیده نشدن و شکست خوردن؟من کمترین تقصیر را متوجه مردم می دانم. مشکل بزرگ تر این است که ما اهالی رسانه بیشتر مقصریم که محتوای حرفه ای تولید نکرده ایم و کماکان رویه چند دهه پیش را دنبال می کنیم. در واقع این ما هستیم که محتوای خوب تولید نکرده ایم. در حالی که می بینیم اگر کتاب خوبی نوشته شود، خوانده می شود. ما یک فرصت بزرگ را تاکنون ندیده ایم؛ فرصتی که حاصل ترافیک های شهری و تلف شدن های گاه و بی گاه وقت مردم است؛ یعنی ما مردمی داریم که وقت تلف شده زیادی دارند اما هیچ کس روی این زمان تلف شده سرمایه گذاری نمی کند که با تولید محصولی آن را پر کند، یعنی ظرفیت مطالعه در ایران خیلی بیشتر از کشورهای پیشرفته است، چون مردم ایران یا بیکار هستند یا در مترو و خطوط حمل ونقل وقت شان تلف می شود. من حتی دلیل پایین بودن سرانه مطالعه در ایران را که بعضا می گویند ۲ دقیقه است، متوجه عدم بازاریابی درست در بازار کتاب و به طور کلی حوزه تولید محتوا می دانم. اصلا این نگاه که باید برای معرفی محتوا، هزینه شود، در ایران ایجاد نشده و اصولا مفاهیم جدید فروش و بازاریابی به این حوزه ورود نکرده است. در حالی که در سطح جهان، هزینه بسیاری برای برندینگ کتاب ها می شود و شرکت های بزرگ و حرفه ای برای فروش کتاب ایجاد شده است، چون محتوا هیچگاه نمی میرد؛ یعنی محتوا موجودی زنده است که همیشه می توان براساس آن بازار خوبی ایجاد کرد. برگردیم به «چطور» و کمی از آمار و ارقام مربوط به آن بگویید. الان روزانه چقدر بازدیدکننده دارد؟در حال حاضر به ۲۰۰هزار بازدیدکننده در روز رسیده ایم. گفتی که در ابتدای کار ۲ میلیارد تومان جذب سرمایه داشتید. در ادامه کار هم سرمایه جذب کرده اید؟غیر از جذب سرمایه ای که در ابتدای کار داشتیم، سرمایه اندک دیگری هم در ادامه جذب کردیم که رقم زیادی نبوده است. «چطور» به درآمدزایی رسیده است؟تقریبا به درآمدزایی نزدیک شده است، چون هر سه نفر ما که «چطور» را آغاز کردیم، ارتباطات خوبی در اکوسیستم داشتیم و تجارب خوبی در زمینه سرمایه گذاری و درآمدزایی به دست آورده بودیم. بنابراین خطای کمتری برای رسیدن به درآمدزایی مرتکب شدیم. الان «چطور» کم کم هزینه های خودش را پوشش می دهد. در مورد مدل درآمدزایی «چطور» کمی صحبت کنید؟یکی بحث تبلیغات است که در «چطور» انجام می شود و مدیریت در یکتانت انجام می شود، فروش محتوا و اسپانسرکانتنت راه دیگر درآمدزایی «چطور» است و سرویس ها و خدمات سئو که از طریق شرکت نبض نو به شرکت های دیگر ارائه می شود. در واقع هلدینگ ما در کنار هم این خدمات و سرویس ها را ارائه می کند و از این طریق درآمدزایی دارد. البته راه های درآمدزایی دیگری همچون کتاب های آموزشی را هم در «چطور» داریم که در بخش های کوچک تر در حال درآمدزایی هستند. چه مدت طول کشید تا «چطور» بتواند پروژه هایی دریافت کند و درآمدی داشته باشد؟از ۱۲ اردیبهشت ۹۵ که «چطور» راه اندازی شد و وب سایتش به اصطلاح بالا آمد، حدودا ۷ ماه طول کشید تا نخستین پروژه ها را دریافت کنیم. این میزان زمان بدون دریافت پروژه، باید موجب ناامیدی شده باشد.فکر می کنم برای هر کسی که کاری را آغاز می کند، به این صورت باشد که در ابتدای کار در یک محیط تاریک قرار داریم و نه ناامیدی زیادی وجود دارد و نه امید زیادی؛ یعنی تقریبا چیزی مشخص نیست اما ما آینده را روشن می دیدیم و می دانستیم که بازار محتوا، آینده روشنی دارد. برای رشد، هزینه زیادی هم کردیم و تبلیغات زیادی داشتیم. نخستین پروژه ما هم با اسنپ بود و پروژه اسپانسرکانتنت را برای شان اجرا کردیم که تا آن زمان هنوز در ایران انجام نمی شد یا خیلی باب نشده بود و اغلب رپورتاژ منتشر می شد تا اسپانسرکانتنت. این شروع خوبی برای ما بود و نتیجه خوبی هم برای اسنپ به همراه داشت. چه تعداد شرکت در حال حاضر با «چطور» همکاری می کنند یا پروژه هایی را به «چطور» سفارش داده اند؟شاید اندازه گیری این امر در حوزه محتوا خیلی راحت نباشد، چون بعضا باید عمق همکاری را محاسبه بکنیم. مثلا یک شرکت ممکن است چندین بار با «چطور» همکاری کرده و از خدمات آن بهره برده باشد. الان یکتانت بیش از ۲هزار کلاینت فعال دارد. اما راضی کردن شرکت ها برای هزینه کرد در زمینه محتوا، بسیار سخت است، چون هنوز ارزش محتوا به درستی شناخته نشده است. استارت آپ ها چقدر به ارزش محتوا پی برده اند؟حقیقتا خیلی کم. دلیل ساده ای هم دارد؛ چون استارت آپ ها اکثرا به جایی باید پاسخگو باشند اعم از مدیر یا سرمایه گذار. بنابراین باید در مدت زمان کمتری به نتیجه ای برسند و شاید حق هم دارند و نمی شود ایراد زیادی به آنها گرفت. به همین دلیل به جای سئو به سراغ ادوردز و به جای محتوا از تبلیغات کیلیکی استفاده می کنند. به همین دلیل استارت آپ ها به جای فکرکردن به استراتژی محتوا به استراتژی تبلیغات فکر می کنند. استارت آپ ها هنوز به اهداف بلندمدت فکر نمی کنند و این اشتباه بزرگی است، چون سرمایه شان در جایی تمام می شود و بهتر است که کی پی آی های ثانویه ای را هم با سرمایه گذار در میان بگذارند که یکی از آنها سرمایه گذاری روی حوزه محتواست. در حقیقت سرمایه گذاری روی بازاریابی محتوا، سرمایه گذاری بلندمدتی است که نتیجه اش در آینده مشخص می شود. محتوا و بازاریابی محتوا می تواند جایگزینی برای تبلیغات باشد؟جایگزین صد درصد نه، اما حوزه ها و مسائلی وجود دارد که با تبلیغات و بیلبورد نمی شود، نشان شان داد و ترویج شان کرد. مثلا کسب وکارهای ارائه خدمات و سرویس منازل را در نظر بگیرید. مسئله امنیت و اینکه افرادی که برای انجام کار می آیند، مشکلی ایجاد نخواهند کرد، تنها با محتوا قابل بیان است و این امر را با تبلیغات بنری و کلیکی و بیلبورد نمی توان نشان داد. چه مبالغی بابت همکاری و ارائه خدمات و سرویس ها دریافت می کنید؟ما محتوای اختصاصی تولید نمی کنیم؛ یعنی یک متن خاص را برای یک شرکت تولید نمی کنیم بلکه پروژه های ترکیبی انجام می دهیم که معمولا حاوی تولید محتوا، خدمات پی آر و ... است. هزینه رپورتاژ آگهی در «چطور» چقدر است؟رپورتاژ ها در حال حاضر ۸۰۰هزار تومان است. البته رپورتاژ های گران تری هم داریم که خدمات بیشتری دارند و تا یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان قیمت دارند. تاکنون از استارت آپ ها کدام به شما سفارش سرویس داده اند؟ شرکت هایی مانند بامیلو، مدیسه، اسنپ و... از مشتریان ما بوده اند. محتوایی که روی «چطور» است، چند درصد تولیدی خودتان است؟ما محتوای ترجمه ای را تولیدی محسوب می کنیم و با این حساب همه محتوای «چطور» تولیدی است. آماری دارید که چه میزان یا چند هزار کلمه تاکنون تولید کرده اید؟نزدیک به ۳ هزار پست در «چطور» وجود دارد که به طور میانگین بین ۲ تا ۳ میلیون واژه تولید شده و در چطور منتشر شده است. شما در یک بازار حضور دارید به نام بازار تولید محتوا؛ اندازه این بازار چقدر است؟می توانم بگویم که این بازار به اندازه ای ظرفیت های بزرگی دارد که حتی در آمریکا هم کم کم در حال درک ارزش این بازار هستند و مثلا شرکت اپل به تازگی به خرید فیلم و سریال اقدام کرده و نویسنده و کارگردان استخدام کرده است؛ یعنی به طور اساسی به سراغ محتوا رفته است. یا والت دیزنی الان نگران نت فلیکس است که به تازگی فاکس را خریده است. نت فلیکس فاکس را تنها به خاطر محتوایش می خرد و نه به خاطر تکنولوژی یا حتی آد م هایش. حتی می توان شبکه هایی مانند بی بی سی را مثال زد که صدها میلیون دلار هزینه می کند تا یک مستند سرگرمی مثلا در مورد پرندگان بسازد. این کار را تنها برای به دست آوردن یک اصل مهم انجام می دهد؛ اصلی که تنها با تولید محتوا به دست می آید؛ اصلی به نام جلب اعتماد مخاطبان، چون محتوا یکی از کوتاه ترین راه ها برای رسیدن به اعتماد است. بنابراین ارزش بازار محتوا در ایران هم می تواند میلیارد دلاری باشد؟بله. هر چند الان بازار بسیار کوچکی دارد. برای بیان ارزش فعلی بازار محتوا یعنی آن بازاری که «چطور» در آن حضور دارد، رقمی دارید که به «شنبه» بگویید؟بر اساس تخمین ، اندازه فعلی بازار محتوا، حدود ۱۰ میلیون دلار است؛ یعنی شاید کمتر از ۱۰۰میلیارد تومان باشد. البته همین رقم موارد مختلفی را شامل می شود. فکر می کنم سهم سنتی ها و آنلاین ها الان باید ۵۰، ۵۰ باشد. سهم «چطور» از این ۵۰درصد چقدر است؟ابعاد بیشتر این رقم بیشتر مربوط به ویدئو است. سهم ما تک رقمی است. رقبای شما در این بازار چه کسانی هستند؟شرکت های زیادی در بازار وجود دارد، اما ما بیشتر شرکت های خارجی را مد نظر داریم. ایرانی ها را بیشتر به لحاظ قیمت گذاری محصولات، دنبال و پیگیری می کنیم. رقیب استارت آپی هم دارید؟شرکت هایی هستند که می توانند با «چطور» رقابت کنند، مانند اخبار رسمی که البته تمرکزشان روی پی آر و رپورتاژ آگهی است. به نظر من همه شرکت ها دیر یا زود متوجه می شوند که محتوا پادشاه است. به همین دلیل می توان گفت که در این زمینه آینده روشنی وجود دارد اما مدت زمان بیشتری برای موفقیت باید صرف کرد و رسیدن به سودآوری در کوتاه مدت از طریق محتوا کمتر امکان پذیر است. آرمان والی، مدیرعامل و هم بنیانگذار «چطور»، متولد ۶۴ و فارغ التحصیل رشته مکانیک و رشته ام بی ای از دانشگاه صنعتی شریف است. الان در چطور مشغول به کار است. دو سال و نیم یعنی حدودا در سال ۹۴، کار روی چطور را آغاز کرده اند و ۱۲ اردیبهشت ۹۵، این کسب وکار راه اندازی شده است. آرمان سابقه کار در گروه راکت اینترنت، همشهری و زومیت را هم دارد. نخستین جایی که کار کرده، شرکت تدبیر گستران بوده است. کارش این بوده که هم مدیر پروژه بوده و هم مدیر توسعه کسب وکار آن شرکت. همکاری با این شرکت حدودا سال ۹۰ بوده است. در زومیت مشاور کسب وکار و مشاور محتوا بوده است. همکاری با سامسونگ«کارهای دیگری مانند تدوین پروپوزال اپلیکیشن های مختلف برای شرکت سامسونگ هم انجام می دادیم؛ پروژه هایی که بعضا مورد توجه سامسونگ واقع می شد و با آنها همکاری می کردیم. مثلا اپلیکیشنی طراحی می کردیم و به آنها می گفتیم که برای تلویزیون های هوشمندشان ارزش افزوده ایجاد می کند. این همکاری تجربه خیلی خوبی بود، چون ارتباطات خوبی ایجاد کرد و تجربه فنی من را هم افزایش داد. همچنین تجربه رساندن یک ایده به نتیجه بسیار مهم بود. خوبی دیگری که کار با سامسونگ داشت، کسب تجربه و حرکت در مسیری استاندارد بود که از کار با شرکتی حرفه ای مانند سامسونگ به دست آمد.» بعد از سامسونگ در یک شرکت نفتی مشغول به کار می شود. حدودا سال ۹۲ بوده و در زمان آغاز اوج گرفتن های دلار. در یک شرکت هولدینگ نفتی در بخش تحقیق و توسعه کار کرده اما می گوید «یک سال بیشتر در آنجا دوام نیاوردم چون من تجربه کار در حوزه تکنولوژی را داشتم و کلا در فضایی متفاوت کار کرده بودم.» راکت وارد می شود«در همان سال یعنی سال ۹۲، شرکت راکت اینترنت به ایران آمده بود و ایمیلی برای انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه شریف و امیرکبیر و تهران ارسال کرده بود تا در کنفرانسی شرکت کنند که قرار بود شرکت راکت معرفی شود. در آن کنفرانس، حسین میشرقی که لیبیایی بود و در آمریکا بزرگ شده و ۲ سال بود با گوگل همکاری می کرد، راکت را معرفی کرد. از پروژه های بزرگ شان گفت و کارهایی که قرار است انجام دهند. ما هم بسیار هیجان زده بودیم و از اینکه یک شرکت خارجی با این ابعاد قرار است به ایران بیاید، خیلی خوشحال بودیم. بعد از انجام چندین مصاحبه، من به عنوان نخستین نفر در ایران به استخدام راکت درآمدم.» توضیحی که در آن زمان به آرمان و دیگران می دهند، این بوده که می خواهند مشابه آمازون را در ایران راه اندازی کنند که بعدها می شود، بامیلو، اسنپ و حوزه غذا و موزاندو و ... از دیگر برنامه های ابتدایی این شرکت بوده است. حتی مارکت ریسرچ اسنپ را آرمان انجام می دهد. بعدها آرمان می شود مدیر پروژه بامیلو. حتی اسم بامیلو را هم آرمان انتخاب می کند. می گوید «واژه بامیلو در واقع معنی خاصی ندارد و من تنها می خواستم اسمی باشد که با حرفی مثبت شروع شود و تلفظ سختی نداشته باشد و بتواند در سطح بین المللی هم تلفظ و استفاده شود.» قانون ۲۰به ۸۰آرمان می گوید مهم ترین درسی که از کار با آلمانی ها یاد گرفته است، استفاده از قانون ۸۰ به ۲۰ است؛ یعنی در مقابل ۲۰درصد تلاش باید ۸۰درصد نتیجه بگیرید. همچنین در ذهنیت راکت سرعت و سختکوشی بسیار اهمیت داشت؛ یعنی اگر هدفی را در پیش می گرفتند، تا به آن نمی رسیدند، شب و روز نداشتند. «خیلی پیش می آمد که صبح سر کار می رفتم و می دیدم رامتین منزهیان پای لپ تاپش در حال چرت زدن است و وقتی بیدار می شد، دوباره کار را شروع می کرد.» به نظر مدیرعامل «چطور»، راکت تفکرات زیادی را در ایران تغییر داده است. از جمله در حوزه مارکتینگ. قبل از راکت، دیجی کالا مارکتینگ نمی کرد، بیلبورد نمی گرفت و حتی تبلیغات بنری خیلی گسترده ای انجام نمی داد. «همچنین درس بزرگ دیگری که من در راکت یاد گرفتم، بحث انتخاب نیروی انسانی بسیار اهمیت داشت و یک نفر بعد از چندین بار مصاحبه، انتخاب می شد.»از بامیلو به کجارویک سال با بامیلو همکاری کرده است. در ابتدا به عنوان مدیر پروژه و بعدها که مسئولیت ها واگذار می شود و تیم تخصصی تر می شود و بخش های مختلفی ایجاد می شود، آرمان به حوزه بازاریابی محتوا در بامیلو می رود. «اما بعد از یک سال و نیم احساس کردم که دیگر اثرگذاری سابق را در بامیلو ندارم و بنابراین تصمیم گرفتم که از این شرکت جدا شوم.» البته جداشدن از بامیلو به معنی قطع ارتباط نبوده و آرمان و الان چطور هنوز با بامیلو در ارتباط هستند و حتی پروژه هایی را برای بامیلو انجام داده اند. بعد از بامیلو، در همکاری با تیم زومیت ایده کجارو را در حوزه گردشگری پیش می برند. ۸ماه با کجارو و بچه های زومیت کار می کند و باز هم تصمیم می گیرد که ایده اصلی خودش یعنی یک هولدینگ کسب وکارهای پویا ایجاد کند. بنابراین با علیرضا ناظم زاده که از سال ۸۲ با هم رفیق بوده اند، «چطور» را آغاز می کنند.

تعامل سازمان فضایی ایران با استارت آپ ها

درخواست حذف این مطلب
تعامل سازمان فضایی ایران با استارت آپ ها به منظور شناسایی و توانمندسازی کسب و کار های فضاپایه صورت می گیرد۲۷ mordad 1397اخبار استارت آپیعلی کاکادزفولیhttps://goo.gl/5ubga5سازمان فضایی ایران قصد دارد به منظور توسعه کسب و کار های فضاپایه و ترویج استفاده از خدمات و محصولات فضایی در زندگی روزمره، رویداد استارت آپی در حوزه فضایی برگزار کند. زیرساخت های ماهواره ای سال هاست که در جهت بهبود کیفیت زندگی بشر مورد استفاده قرار می گیرند و ماهواره های ناوبری امروز به یکی از ارکان اساسی مسیریابی تبدیل شده اند. سازمان فضایی ایران قصد دارد به منظور توسعه کسب و کار های فضاپایه و ترویج استفاده از خدمات و محصولات فضایی در زندگی روزمره، رویداد استارت آپی در حوزه فضایی برگزار کند. زیرساخت های ماهواره ای سال هاست که در جهت بهبود کیفیت زندگی بشر مورد استفاده قرار می گیرند و ماهواره های ناوبری امروز به یکی از ارکان اساسی مسیریابی تبدیل شده اند. ماهواره های مخابراتی شالوده بسیاری از ارتباطات صوتی و تصویری را تشکیل می دهند و با بهره برداری از ظرفیت ماهواره های سنجش از دور و پردازش های مختلف تصاویر دریافتی از این ماهواره ها، ارزش افزوده بالایی خلق می شود. داده های ماهواره ای و همچنین فناوری فضایی موجود در کشور، این قابلیت را دارند تا توسط نوآوران و متخصصان مورد استفاده قرار گرفته و به یک کسب و کار با انواع مشتریان دولتی، خصوصی و عمومی تبدیل شوند؛ از همین رو سازمان فضایی ایران در راستای تحقق سیاست های دولت برای توسعه کسب و کار ها و اشتغالزایی تصمیم به برگزاری رویداد شناسایی و توانمندسازی کسب و کار های فضاپایه گرفته است. راه اندازی برنامه تعامل با استارت آپ ها زیر نظر سازمان فضایی ایران علاوه بر ایجاد تحرک و امید در بین دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته و ایجاد فرصت های کارآفرینی و اشتغال در بخش خصوصی این حوزه، به تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی و اقتصاد دانش بنیان نیز کمک شایانی خواهد کرد و خروجی این تعامل، می تواند به تاسیس استارت آپ ها و شرکت های دانش بنیان نوپا با قابلیت رشد سریع و جذب سرمایه در حوزه فضایی و درآمدزایی مناسب برای همکاری با سازمان های بزرگ و حتی بین المللی منجر شود. قرار است اولین رویداد سازمان فضایی ایران در شهریور ماه امسال برگزار شود که در این رویداد سلسله مطالبی از کاربرد های فضایی و ارزش های افزوده آن در حوزه های مختلف مانند کشاورزی، محیط زیست، مدیریت بحران، حمل و نقل شهری و ریلی، خدمات شهری، نفت و گاز، هواشناسی و ... ارائه می شود.ایده های بسیار متنوعی برای شروع یک استارت آپ در قالب هر یک از این حوزه ها با استفاده از داده های ماهواره ای وجود دارد که در روز رویداد در اختیار شرکت کنندگان و علاقه مندان قرار می گیرد. به واسطه این رویداد سیاست های مشتریان دولتی و سازمان های حمایت کننده از کسب و کار های نوپا به همراه نیاز ها و سرفصل های قابل سرمایه گذاری در اختیار عموم قرار خواهد گرفت. گفتنی است رویداد دوم در مهر ماه امسال و همزمان با هفته جهانی فضا برگزار خواهد شد و در این رویداد تیم ها و ایده هایی که از قبل در سلسله رویداد های سازمان فضایی ایران ثبت نام کرده اند، در یک رقابت استارت آپی توانمندی خود در تجاری سازی و رقابت در دنیای کسب و کار را محک خواهند زد که حداقل ۱۰ایده یا استارت آپ، موفق به حضور در این مسابقه خواهند شد و در پایان این مسابقه استارت آپی، تیم های برتر فرصت ارائه ایده ها و محصولات خود به سرمایه گذاران و مشتریان بالقوه و بالفعل را خواهند داشت. مسئولان برگزاری این رویداد امیدوارند که به واسطه سلسله رویداد های ترویجی و فرهنگ سازی، هیجان استفاده از خدمات و فناوری فضایی در سطح جامعه ایجاد شود و اعتقاد دارند که این مهم بدون همکاری و مهم تر از آن همدلی بدنه اصلی تشکیل دهنده جامعه فضایی کشور امکان پذیر نخواهد بود. لازم به ذکر است اولین رویداد سازمان فضایی ایران قرار است در روز ۲۱ شهریورماه برگزار شود که جزئیات آن متعاقبا در سایت این سازمان اعلام خواهد شد. کلمات کلیدی: کسب_و_کارتوسعه_کسب_و_کاراستارتاپاستارت_آپدرآمدزایی

مدرسه تابستانه برای استارت آپ ها

درخواست حذف این مطلب
مدرسه تابستانه برای استارت آپ هاآکادمی نوآوری و کارآفرینی فردوسی برگزار می کند۲۷ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/hgbvzkآکادمی کسب وکار فردوسی بستری آموزشی است که در جهت افزایش توانمندی ها، دانش و مهارت های کسب وکار برای متخصصان، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه طراحی شده است. این ماراتن آموزشی به گونه ای طراحی شده که افراد بتوانند ذهن خود را در جهت انتخاب آینده شغلی موفق تر منسجم کرده و با فرایند آموزشی طراحی شده، برنامه توسعه شغلی خود را ترسیم کنند. آکادمی کسب وکار فردوسی بستری آموزشی است که در جهت افزایش توانمندی ها، دانش و مهارت های کسب وکار برای متخصصان، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه طراحی شده است. این ماراتن آموزشی به گونه ای طراحی شده که افراد بتوانند ذهن خود را در جهت انتخاب آینده شغلی موفق تر منسجم کرده و با فرایند آموزشی طراحی شده، برنامه توسعه شغلی خود را ترسیم کنند.این برنامه آموزشی با مطالعه مدل های موفق دنیا و با همکاری جمعی از اساتید رشته های مختلف دانشگاه، به همراه تعدادی از کارآفرینان برتر کشور، طراحی شده و در تلاش است تا مبانی کسب و کار را به افراد مبتدی که می خواهند یک استارت آپ یا یک کسب وکار نوآورانه ایجاد کنند، آموزش دهد. برگزاری این دوره ها برای دانشجویان و دانش آموزان در قالب مدرسه تابستانه دانش آموزی و دانشجویی از سال ۹۲ آغاز شده و تاکنون ادامه پیدا کرده و هدف اصلی آن پر کردن خلأهای آموزشی دانشگاه ها و مدارس است. سرفصل های مدرسه تابستانه دانشجویی کسب وکار فردوسی برای امسال در قالب ۳ کمپ با عناوین «چهل سالگی»، «تولد یک کارآفرین» و «قدم زدن با ببرها» برگزار می شود. کمپ «چهل سالگی» در حقیقت به مقطعی اشاره دارد که مقطع تثبیت است؛ سال تمام و کامل شدن، کسانی که برنامه ای برای آن موقع نداشته باشند، ناگزیرند تا در برنامه دیگران نقش ایفا کنند. تدوین نقشه توسعه فردی، شغلی و تحصیلی از مواردی است که هر انسان موفقی در برنامه ریزی زندگی خود به آن نیاز خواهد داشت. مدرسه تابستانه دانشجویی در کمپ چهل سالگی تلاش می کند تا افراد را با برنامه توسعه فردی آشنا کند، برنامه ریزی عملیاتی روی پرونده کاملی از ویژگی های شخصی را آموزش دهد و بوم مدل شخصی افراد را با توجه به تجارب و جدول علاقه و مهارت تکمیل کند. در کمپ «تولد یک کارآفرین» بعد از مرور مفاهیم راه اندازی کسب و کار و اجرای یک نمونه فضای ایده پروری، به افراد فرصت داده می شود تا در یک فرایند عملی نسبت به تدوین یا بازنگری مدل های کسب و کار خود و تهیه چک لیست اجرایی در کنار استفاده از تجارب بهترین مربیان کسب وکار در مشهد مبادرت کنند. در نهایت نیز در کمپ «قدم زدن با ببرها» افراد با روش های سرمایه گذاری، جذب سرمایه گذار، ثبت حقوقی کسب وکار ها و شرکت ها، چگونگی دانش بنیان کردن کسب و کارها، چگونگی ارائه موفق در کسب وکار، آشنایی با مسائل مالی کسب و کار، آشنایی با مراکز رشد و شتاب دهنده ها و روش ورود به بازار جهانی آشنا می شوند. آنچه مدرسه تابستانه دانشجویی کسب وکار فردوسی را از سایر آکادمی های فعال در حوزه کسب و کار متمایز می کند، بورسیه های دانشجویی متناسب با مهارت شرکت کنندگان و همچنین اعطای گواهی حضور در دوره های این مجموعه است. گفتنی است این دوره در ابتدای شهریورماه در شهر مشهد برگزارخواهد شد و علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند با شماره ۰۵۱۳۶۰۱۹۳۶۸ تماس حاصل کنند.کلمات کلیدی: کسب_و_کاراستارتاپاستارت_آپکسب_و_کار_سنتیشتابدهنده

سرمقاله اکبر هاشمی شماره 112: با خودتان کمی خلوت کنید

درخواست حذف این مطلب
سرمقاله اکبر هاشمی شماره ۱۱۲: با خودتان کمی خلوت کنید۲۷ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/qmmyjs«پیر بشی جوان» همیشه فکر می کردم این دعایی است برای جوان ها. نمی گویم همه عمر ناسزا شنیده ایم اما بیشتر آبستن این مفهوم است؛ بمانی و تجربه کنی. «پیر بشی جوان» همیشه فکر می کردم این دعایی است برای جوان ها. نمی گویم همه عمر ناسزا شنیده ایم اما بیشتر آبستن این مفهوم است؛ بمانی و تجربه کنی.ماندیم و تجربه کردیم، اما بعد از هر بار تجربه، بالن زمان کمی که اوج گرفت و از «زمین زندگی» دورمان کرد، از بالا نتیجه عملکردمان را نگاه کردیم و فهمیدیم، می پنداشتیم که می دانیم اما نمی دانستیم. بعد از هرتجربه، بالن زمان ما را بالاتر می برد و بیشترازقبل می فهمیم که همه موفقیت های ما وصله پینه کردن یک فرایند است که نتیجه اش موفقیت است و آن فرایند «تجربه» است، مثل یک گیم. حاصل نزدیک به ۵ دهه زندگی آموخته، آموزش یعنی داشتن یک آدرس برای رفتن و رسیدن به مقصد. همه آنچه برای ما در طول مسیر اتفاق می افتد، تجربه است. اگر چه براین باورم که تجربه مانند علم تا آخرین لحظه زندگی ادامه دارد. اما تا پیش از مرگ برای تجربه سقفی قائل هستم. به این معنا که جایی آدمی به سقف تجربه کردن می رسد. اگر تجربه را به اعداد تشبیه کنیم که از یک تا بی نهایت می تواند باشد، روی یکی از شماره ها توقف خواهیم کرد. اینجا سقف تجربه است. قبل از این توقف را «دوران تجربه گرایی» می نامم و بعد از رسیدن به سقف «دوران واقعی گرایی» فرا می رسد. اقتضای دوران تجربه گرایی، آزموده را آزمودن و تجربه اندوزی است. در گذر یک، دو یا چند دهه پازل ها را می چینیم. اگر درست نبود، اصلاح می کنیم و بازهم ادامه می دهیم تا وضعیت شرکت، کسب و کار و محصولی را که ساخته ایم، بهتر و بهتر کنیم. جایی می رسد که پازل به مراحل تکمیلی نزدیک و نزدیک تر می شود. این بار آنقدر بالن بالا رفته یا ما آنقدر باهوش شده ایم که بلافاصله تصویر تکمیل شده پازل را حدس می زنیم که صورت نهایی آن چه تصویری است. اینجاست که مات و متحیر می مانیم؛ شگفت زده و مبهوت. در فریم نهایی به جای دیدن تصویر کسب و کارمان، آنچه در نهایت ناباوری می بینیم، چهره صورت خودمان است. «حافظ تو خود حجاب خودی زمیان برخیز». این حرف به معنای رفتن، رها کردن یا بازنشسته شدن نیست. ما با مفاهیم ونچر کپیتال زندگی می کنیم و به آن باور داریم. همواره از اگزیت حرف می زنیم. باید بپذیریم زندگی و مدیریت درهر کسب و کاری هم نیازمند یک اگزیت است. این اگزیت تنها به معنای خروج ما از مجموعه هایمان نیست. باید جایمان را عوض کنیم. یا از این کسب و کار به کسب و کار دیگری یا از این جایگاه به جایگاه و مسئولیت دیگری در شرکت خودمان برویم. آنچه تصویر پازل به ما نشان داد، این بود که همه اتفاقات دومینویی این سال ها به خاطر تصمیمات درست و غلط این چهره است. اینکه یک راه را چند بار رفته ایم. اینکه مدت ها دور خودمان چرخ زده ایم. اینکه جاهایی عالی عمل کرده ایم و دقیق. بیزینس موفق یا ناموفق ما تصویری از ماست. کسب و کار ما درزمانی مثل بحران اقتصادی فعلی دیگر مدیر تجربه گرای هزینه ساز نمی خواهد و حتی بیزینس های موفق هم نیاز به پوست اندازی دارند. حوادث سخت روزگار مثل همین بحران اقتصادی پیش آمده و پیش رو یکی از مزیت هایش این است که تصویر پازل را سریع تر نهایی کرده و ما را به «دوران واقع گرایی» نزدیک تر یا پرتاب می کند.لطفا با خودتان خلوت کنید. درک این موضوع که در چه دورانی به سر می برید، مهم است. اگر هنوز حس می کنید تصویر پازل برایتان گنگ است و در دوران «تجربه گرایی» به سر می برید، تجربه کنید و با قدرت کسب و کارتان را جلو ببرید، ولی اگر حس می کنید صورت خودتان را در پازل نهایی می بینید یا خواهید دید و به واقع بینی رسیده اید، برای حل مشکلات کسب و کارتان اگزیت کنید و از روی صندلی مدیریت یا هرپستی که اشغال کرده اید، برخیزید. تاکید می کنم این اگزیت به معنای رفتن و از دست دادن سهام نیست. فقط جایتان را باهم تیمی یا فردی که بهتر از شما می تواند مدیریت کند، عوض کنید.حرف آخر: آکادمی شنبه با شعار «سفر با آنهایی که این راه را رفته اند» کارش را از امروز شروع کرد. ما در آکادمی شنبه به دنبال آموزش از طریق انتقال تجربه هستیم. بر همین اساس سعید و حمید محمدی بنیانگذاران دیجی کالا، محمد جواد شکوری مقدم بنیانگذار آپارات، مجید حسینی نژاد بنیانگذار علی بابا، هادی فرنود بنیانگذار کاموا و توحید علی اشرفی مدیرارشد بازاریابی علی بابا به عنوان منتور و کسانی که راه موفقیت را رفته اند، با فروتنی و گشاده دستی تجربه شان را برای مدیریت استارت آپ ها در شرایط بحرانی اقتصاد با جوانان استارت آپی به اشتراک خواهند گذاشت. در شنبه تریپ در کنار آموزش، شرکت کنندگان در یک سفر یک روزه از استارت آپ های بزرگ بازدید خواهند کرد تا از نزدیک شاهد حرف و عمل منتورهایشان باشند. این شروع یک جریان بزرگ انتقال تجربه است. به زودی همچون دوره اول شنبه تریپ نام آوران بزرگ و با تجربه استارت آپی با انتقال تجربه هایشان و علم شان به کمک شما خواهند آمد. کلمات کلیدی: استارتاپاستارت_آپآپاراتدیجی_کالاعلی_باباکامواکسب_و_کار

باکس پا به دنیای تبلیغات تعاملی گذاشته

درخواست حذف این مطلب
تبلیغات محیطی یکی از انواع ابزارهای بازاریابی است که معمولا برندهای بزرگ تمایل دارند از آن برای معرفی بهتر خود استفاده کنند ولی مهم ترین مشکلی که در این نوع تبلیغات وجود دارد، این است که قابل اندازه گیری نیستند و کسب و کارها نمی توانند تحلیل درستی از تبلیغی که انجام داده اند، داشته باشند. بر همین اساس استارت آپ باکس به نشانی boks-co.com با ارائه خدمات تبلیغات تعاملی درصدد است تا این خلأ را بر طرف کند و شیوه نوینی از تبلیغات خلاقانه در محیط بیرون را در کنار بازخوردهای تبلیغاتی ارائه دهد. محسن کثیری هم بنیانگذار و مدیرعامل باکس است که به همراه علی غوثی، محمدجواد مریدی و وحید سرمدی باکس را بنیانگذاری کرده اند. هر ۴نفر هم دانشگاهی بوده اند و در دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته های مهندسی کامپیوتر، برق و it تحصیل کرده اند و ۲۳ سال دارند. با محسن به گفت وگو نشستیم تا داستان شکل گیری استارت آپشان را روایت کند. « ما تا قبل از راه اندازی این استارت آپ چند پروژه نرم افزاری با هم انجام داده بودیم. هسته اصلی تیم فعلی به واسطه شرکت در رویداد iotcup در تیرماه ۹۵ شکل گرفت و با ایده بازخورد در تبلیغات دیجیتال محیطی در این رویداد که یک ماراتن سه روزه بود، شرکت کردیم و موفق شدیم مقام دوم را کسب کنیم. از همان زمان تصمیم گرفتیم روی ایده به صورت جدی تر تمرکز کنیم و در رویدادهای دیگری همچون iotstars و هم آفرینی همراه اول شرکت می کردیم که در iotstars اول و در هم آفرینی همراه اول، سوم شدیم. در این میان با بازخوردهایی که دریافت می کردیم، ایده را کامل تر کردیم. در اردیبهشت۹۶ به دلیل انسجام تیمی که داشتیم، موفق شدیم جزو ۴ تیمی باشیم که از بین ۱۲۰ تیم موفق شده بودند به شتاب دهنده اکسل وارد شوند. هر ۴نفر ما مهندس بودیم و این برای همه جالب بود که ما به حوزه تبلیغات وارد شده بودیم. از همین رو نقش شتاب دهنده در ورود به بازار ما پررنگ بود. پس از آنکه mvp آماده شد، ارزیابی بهتری از رفتار مردم با محصول اولیه داشتیم. اولین بازخوردی که از بازار گرفتیم این بود که تبلیغات محیطی به خودی خود برای مردم جذابیتی ندارد و به آن توجهی ندارند. برهمین اساس تصمیم گرفتیم با ایجاد تغییر کوچکی در محصول اولیه و تعبیه یک دکمه روی آن، فضایی را فراهم کنیم تا مردم بتوانند با تبلیغ تعامل داشته باشند. این تجربه بازار، باعث چرخش بزرگی در ارزش پیشنهادی باکس شد. در ادامه تبلیغات تعاملی خدمت اصلی باکس بود که در کنار آن بازخوردهای تبلیغاتی نیز گرفته می ­شد. با تجربه ای که در این مدت از بازار کسب کرده بودیم، وارد فاز تولید محصول نهایی شدیم و در حال حاضر حدود ۱۰ ماه است که در بازار به صورت موفق حضور داریم.»باکس استارت آپی است که در حوزه تبلیغات تعاملی فعالیت دارد و در محیط آفلاین، دستگاه هایی با عنوان مگاباکس ارائه می کند. نکته مهم در تبلیغات تعاملی باکس این است که همراه با گیمیفیکیشن است و کاربران به صورت داوطلبانه این تعامل را برقرار می کنند. « مشتریان ما برندهای بزرگی هستند و تمایل دارند از تبلیغات تعاملی خلاقانه استفاده کنند. برندهایی همچون تپ سی، لست سکند، رایتل، آسیاتک و همراه اول تاکنون جزو مشتریان ما بودند. خدمتی که ما به برندها ارائه می دهیم، به این ترتیب است که دستگاه های مگاباکس را در محلی که مخاطبان موردنظر حضور دارند، قرار می ­دهیم و بازی یا نرم افزاری روی مگاباکس طراحی می شود که موجب همراهی مخاطبان با تبلیغ می شود و در نهایت مخاطبان می ­توانند برنده جایزه باشند. به عنوان مثال، در کمپینی که برای تپ سی برگزار کردیم، مخاطبان بعد بازی برنده سکه تپ سی می شدند و کد تخفیف روی آن را استفاده می کردند.» به عبارت بهتر، خدمتی که در باکس به برندها ارائه می شود، طراحی یک کمپین تبلیغاتی با محوریت محصول مگاباکس است. همچنین از طریق بازخوردهای تبلیغاتی گرفته شده به برندها کمک می کند تا ارزیابی بهتری از این نوع تبلیغات جدید در ایران نسبت به تبلیغات محیطی سنتی داشته باشند. « بازخوردهایی که ما از تبلیغات به دست می آوریم، شامل شاخص هایی مانند سن، جنسیت، بازه سنی و غیره است که در گذشته فقط در تبلیغات دیجیتال وجود داشتند. ما با استفاده از پردازش تصویر و تحلیل داده چهار kpi اصلی در تبلیغات آفلاین را با این نوع تبلیغات تعاملی بالا بردیم. مدت زمان درگیری افراد با تبلیغ یا dwell time به طور متوسط از ۳ ثانیه در تبلیغات محیطی به ۶۵ ثانیه رسیده، تعداد دفعه ای که تبلیغ دیده می شود یا impression نسبت به تبلیغات محیطی به طور متوسط ۶۰ درصد رشد پیدا کرده، نرخ تبدیل مخاطب به مشتری از ۵ درصد در تبلیغات محیطی به ۷۵ درصد رسیده و افزایش ماندگاری به دلیل درگیر شدن مخاطب و تجربه کردن یک سناریو مشخص در تبلیغ و بازی، افزایش زیادی داشته است.» تا کنون ۲۵ برند از خدمات باکس استفاده کرده اند و محسن می گوید در یک ماه گذشته میزان تقاضا از امکاناتی که در اختیار داشتند، بالاتر بوده و بازار از کشش خوبی برخوردار است. علاوه بر برندهای بزرگ، آژانس های تبلیغاتی مشتریان دیگر باکس هستند. « ما از حدود ۲ماه پیش ارتباط خود را با آژانس هایی که تمایل داشتند در حوزه تبلیغات تعاملی کار کنند، شروع کردیم. آژانس های تبلیغاتی می توانند مگاباکس را خریداری کنند و در کنار آن، پلتفرمی را در اختیار آژانس ها قرار می دهیم که بتوانند خدمات تبلیغات تعاملی به همراه بازخورد به کسب و کارهای کوچک تر نیز ارائه دهند. از این طریق موفق شدیم به بازاری که خودمان نمی توانستیم به صورت مستقیم پوشش دهیم، از طریق آژانس های تبلیغاتی که به نوعی همکار کلیدی ما نیز به حساب می آیند، دسترسی داشته باشیم.»دستگاه های مگاباکس در ابعاد مختلف تولید می شوند که قیمت آن به نسبت دستگاه های مشابهی که در بازار تولید می شود، رقابتی است. « درآمدزایی اصلی ما در خدماتی است که در قالب پلتفرم به آژانس های تبلیغاتی ارائه می دهیم و کمپین هایی که برای برندهای بزرگ برگزار می کنیم. هزینه برگزاری کمپین برای برندها به فاکتورهای مختلفی همچون تعداد روز، تعداد مگاباکسی که اجاره می شود، سناریوی تبلیغی که روی مگاباکس اجرا می شود و خدمات افزوده ای که در کمپین ارائه می دهیم، بستگی دارد. خدماتی همچون فیلمبرداری از فضای کمپین که به دلیل جدید بودن در فضای مجازی می تواند بازخورد مثبتی برای برند داشته باشد.» تیم باکس با سرمایه اولیه حدود ۲۰ میلیون که شامل جوایز در رویدادهای مختلف بوده است، کار خود را شروع کردند و در حال حاضر در مرحله جذب سرمایه مرحله بذری هستند. محسن می گوید در این مدت کشش بازار را خوب ارزیابی می کند «حجم بازار تبلیغات در ایران به طور متوسط سالانه حدود ۳ هزار میلیارد تومان است که حدود ۱۰ درصد این بازار به تبلیغات آفلاین در فضاهای بسته مانند مجتمع ها و مراکز خرید اختصاص دارد و ما تا کنون موفق شده ایم به خوبی در این بازار نفوذ کنیم و برای خود کسب درآمد داشته باشیم . البته در این راه با چالش هایی نیز روبه رو بودیم چون بازار تبلیغات آفلاین به نوعی انحصاری است، پیدا کردن جایگاهی که در حال حاضر در آن قرار داریم، سخت ترین کاری بوده که انجام داده ایم و در این مسیر تغییرات زیادی را تجربه کردیم.»

«نجوا» کاربران ارزشمند را حفظ می کند

درخواست حذف این مطلب
بازاریابی از راه دور یکی از انواع بازاریابی است که در آن صاحبان کسب و کارها از روش های مختلف به برقراری ارتباط با مخاطبانشان می پردازند؛ ارتباطاتی که اگر چه به صورت چهره به چهره صورت نمی گیرد، اما به دلیل آنکه اغلب پیام را به صورت تمام و کمال به مخاطبان هدف ابلاغ می کند، کارکردی شبیه به بازاریابی مستقیم دارد. در این روش استفاده از وسایل ارتباط جمعی به ویژه در بستر اینترنت از اهمیت زیادی برخوردار بوده و در روش های نوین، عمده فعالیت ها به صورت مجازی صورت می گیرد.یکی از انواع روش های بازاریابی از راه دور، ارسال اعلان یا پیام هایی به کاربران در فضای مجازی است که در اصطلاح از آن با عنوان «پوش نوتیفیکیشن» یاد می شود. اگر چه مدت زمان زیادی از شکل گیری این روش بازاریابی آنلاین در جهان نمی گذرد، اما در همین مدت کوتاه توانسته به خوبی در بین کسب و کارها جای خود را باز کند. دو شرکت اپل و گوگل را می توان به ترتیب جزو اولین پیشگامان ارائه خدمات پوش نوتیفیکیشن دانست که در بستر آنها به تدریج سرویس های ارائه خدمات پوش نوتیفیکیشن نیز پا به عرصه نهادند؛ سرویس «نجوا» یک سرویس ارسال پوش نوتیفیکیشن رایگان است که از مدتی پیش کار خود را در ایران آغاز کرده و در تلاش است در این زمینه به کسب و کارهای ایرانی خدمات ارائه دهد. گسترش فضای مجازی و بالا رفتن ضریب نفوذ اینترنت در جوامع سبب شده تا درصد قابل توجهی از فعالیت های اقتصادی و بازاریابی کسب و کارها در این بستر شکل بگیرد. اگرچه این مسئله در جهان تاریخچه ای به قدمت چندین دهه دارد، اما در ایران به دلیل پیشینه فرهنگی و سنتی بودن جامعه در دهه های قبل، هنوز در ابتدای راه خود قرار دارد.به همین خاطر یکی از روش های کارآفرینی و راه اندازی استارت آپ، الهام گرفتن از ایده هایی است که از مدت ها قبل در سایر نقاط جهان اجرا شده اند اما پای آنها هنوز به ایران باز نشده است. سرویس «نجوا» با این رویکرد و با هدف ارتقای کیفی کسب و کارهای ایرانی شکل گرفته و بر آن است تا به کسب و کارها کمک کند از ظرفیتی که در فضای مجازی وجود دارد، بیشترین استفاده را داشته باشند.اگر در دنیای واقعی بیلبوردها، بنرها و پوسترها افراد را متوجه وجود کسب و کارها می کند، در دنیای مجازی تلفن های همراه، سایت ها، ایمیل و مواردی از این دست به عنوان بسترهای اصلی معرفی کسب و کارها محسوب می شوند و کسب و کارهایی که از این بسترها غفلت کنند، مثل این است که وجود ندارند! با وجود اینکه حضور در دنیای مجازی منجر به شکل گیری هویت کسب و کارهای ایرانی شده و برای آنها نوعی اعتبار محسوب می شود، اما باید دانست که صرف این حضور نمی تواند به موفقیت بینجامد و کسب و کارها باید درباره چگونگی این حضور، روش های ایجاد ظرفیت و بهره گیری از این ظرفیت ها مطالعه و برنامه ریزی مناسب را انجام دهند. هدفمندی ترافیک سایت به معنای آن است که جامعه کاربرانی که به سایت وارد می شوند، در راستای ماموریت کسب و کار مورد نظر باشند و حضور آنها در سایت پس از بار اول، تداوم پیدا کند.کاربران فضای مجازی روزانه به سایت های زیادی سر می زنند که در مجموع ترافیکی را برای آن سایت ها به وجود می آورند؛ تصور غالب کسب و کارها آن است که باید تا حد ممکن میزان ترافیک سایتشان را افزایش دهند؛ این تصور اگرچه تا حدی درست است، اما اگر به تنها هدف کسب و کارها تبدیل شود، دستاورد قابل توجهی را برای آنها نخواهد داشت؛ زیرا بخش قابل توجهی از بازدیدها ممکن است به صورت بی هدف باشند و در بارهای بعدی ادامه پیدا نکنند.در حقیقت افزایش میزان ترافیک سایت تنها می تواند به عنوان گام اول هدفگذاری استارت آپ ها به حساب آید، اما گام بعدی، هدفمند کردن هر چه بیشتر میزان ترافیک است. در این میان وجود استارت آپ هایی که بتوانند کسب و کارها را در این جهت حمایت کرده و خدمات مورد نیازشان را به آنها ارائه دهند، از اهمیت زیادی برخوردار است. سرویس پوش نوتیفیکیشن «نجوا» امکانی است که تحقق این هدف را برای کسب و کارها ممکن می سازد و ترافیک هدفمندی را برای آنها به ارمغان می آورد. نجوا چگونه کاربران ارزشمند را حفظ می کند؟نجوا یک سرویس ارسال پوش نوتیفیکیشن است که خدمات خود را به سایر کسب و کارها ارائه می دهد. پوش نوتیفیکیشن به اعلانی گفته می شود که در رایانه کاربران و یا در تلفن همراه آنها ظاهر می شود.این اعلان ها به گونه ای ارسال می شوند که کاربران سایت یا تلفن همراه می توانند در هر زمانی متوجه آنها شوند. در حقیقت تفاوتی نمی کند که کاربر رایانه در کدام محیط نرم افزاری حضور دارد و یا کاربر تلفن همراه چه اپلیکیشنی را باز کرده است؛ بلکه اعلان ها در تمام محیط ها می توانند برای کاربران به نمایش درآیند. البته این قابلیت به همان میزان که می تواند مفید و موثر باشد، ممکن است برای کاربران، آزاردهنده نیز محسوب شود؛ بسیاری از افراد از اینکه هنگام کار با اپلیکیشن یا نرم افزار با اعلان هایی مواجه شوند، احساس خوشایندی ندارند و اقدام به مسدودکردن این اعلان ها می کنند. به همین خاطر هدفمندی در ارسال نوتیفیکیشن ها با توجه به جامعه مخاطبان و با توجه به موضوع پیام یک نکته مهم در بهره گیری از پوش نوتیفیکیشن برای بازاریابی کسب و کارها ست.نجوا برخلاف بسیاری از رقبای خود قبل از آنکه اقدام به ارسال اعلان برای کاربران به صورت انبوه کند، از آنها تاییدیه می گیرد و در صورتی که علاقه مند به دریافت نباشند، این کار را انجام نمی دهد. سرویس پوش نوتیفیکیشن نجوا با در نظر گرفتن این موضوع و رعایت اصول معین در ارسال پوش نوتیفیکیشن به کسب و کارها کمک می کند تا ترافیک خود را تثبیت کنند. باید دانست که بخش قابل توجهی از ترافیک سایت ها را کاربرانی تشکیل می دهند که توسط موتورهای جست وجو به یک سایت وارد شده اند و در صورتی که به نتیجه مطلوب خود دست پیدا کنند، سایت را ترک می کنند.به همین خاطر ترافیک یک سایت هر چقدر هم که بالا باشد، در صورتی که تثبیت نشود و ورودهای بعدی یک کاربر را به دنبال نداشته باشد، فایده چندانی نخواهد داشت. سرویس نجوا این امکان را برای کسب و کارها فراهم می کند که بتوانند با ارسال اعلان به کاربران خود، با آنها ارتباطی مستمر و همیشگی برقرار کنند و از این طریق ضمن برطرف کردن نیاز کاربران در زمینه های مختلف، ترافیکی مستمر و همیشگی داشته باشند. کسب و کارها می توانند از طریق سرویس نجوا مخاطبان خود را بر اساس ویژگی های مورد نظر خود در گروه های مختلفی دسته بندی کرده و در زمان های مقتضی، به هر گروه از کاربران پوش نوتیفیکیشن های مرتبط با علاقه آنها را برایشان ارسال کنند. استفاده از این سرویس در حال حاضر در سه پلتفرم کروم وب، کروم اندروید و فایرفاکس وب امکان پذیر است و در آینده ای نزدیک قرار است این محصول برای سافاری نیز به کاربران عرضه شود. استفاده از سرویس ارسال پوش نوتیفیکیشن نجوا بسیار آسان است و بدین منظور تنها کافی است که صاحبان وب سایت ها کد جاوا اسکریپت نجوا را روی وب سایت خود قرار دهند؛ پس از آن این امکان برایشان فراهم خواهد بود که برای بازدیدکنندگان کروم و فایرفاکس اعلان هایی را ارسال کرده و از آنها درخواست عضویت کنند.نکته دیگری در رابطه با سرویس پوش نوتیفیکیشن نجوا وجود دارد، رایگان بودن خدمات پایه آن برای کلیه وب سایت ها ست و تنها کاربرانی که قصد استفاده از خدمات بیشتر را داشته باشند، می توانند با پرداخت هزینه ای ناچیز از این خدمات استفاده کنند. کاربرانی که از سرویس نجوا استفاده می کنند، قادر خواهند بود که مطالب مورد نظر خود را به صورت کاملا شخصی سازی شده و هدفمند برای مخاطبان ارسال کنند و از این طریق بازدهی کمپین های خود را تا حد قابل توجهی افزایش دهند. در سرویس نجوا می توان مخاطبان را بر اساس پارامترهای معین دسته بندی کرد و این ویژگی در موفقیت کمپین های موضوعی و مقطعی بسیار تاثیرگذار خواهد بود.نکته قابل توجه دیگر درباره سرویس نجوا امکان زمان بندی پیام های ارسالی است؛ به این صورت که صاحبان وب سایت در صورتی قصد ارسال پیام های معین خود را در زمان های مشخص داشته باشند، می توانند برنامه ریزی مورد نظر خود را به راحتی انجام دهند و البته امکان ارسال فوری پیام نیز وجود دارد. این ویژگی ها در مجموع دست به دست هم داده اند و سرویس نجوا را به یکی از پرطرفدارترین سرویس های ارسال پوش نوتیفیکیشن تبدیل کرده اند.

دست محتوا را در دست روابط عمومی بگذارید

درخواست حذف این مطلب
بر اساس تعریف ارائه شده توسط انجمن روابط عمومی آمریکا، روابط عمومی، ارتباطی استراتژیک بین سازمان و مخاطبانش برای حفظ و گسترش ارتباط با آنهاست که هم برای سازمان و هم برای مخاطبان سودآور است. از طرفی، بازاریابی محتوا بر اساس تعریف ارائه شده توسط انستیتوی بازاریابی محتوا، رویه ای استراتژیک است که بر تولید و نشر محتوای مرتبط و با ارزش برای حفظ و جذب مخاطب تمرکز دارد. نکته حائز اهمیت در مورد روابط عمومی و بازاریابی محتوا، هدف آنهاست. بازاریابی محتوا و روابط عمومی دو رویه استراتژیک هستند که هدف هردوی آنها دستیابی به مخاطبان آن هم به روش برنده-برنده است. بسیاری از مدیران یکی از این دو رویه استراتژیک را بر دیگری مقدم می دانند و اقدام به انتخاب یکی از این دو راهبرد می کنند.اما خوب است بدانید که این دو ابزار، هنگامی بهترین نتیجه را برای کسب و کار به همراه خواهند داشت که در کنار هم قرار داشته باشند. در ادامه قصد داریم تا بیشتر به نقش تعاملی این دو استراتژی ارزشمند بپردازیم.فرض کنید در کمپانی شما اتفاقی مهیج و جالب رخ داده که برای واحد روابط عمومی این اتفاق به منظور شروع یک جریان جنجالی است که به واسطه آن می تواند با مشتریان و مخاطبان کسب و کار شما وارد ارتباط شود و علاوه بر اطلاع رسانی ارتباطی دو طرفه و تعاملی برقرار سازد. نکته اصلی در برقراری ارتباط با مشتریان به بستر و نحوه شکل گیری ارتباط باز می گردد. در این مواقع ادغام فعالیت های واحد روابط عمومی و تولید محتوا می تواند نتیجه ای خارق العاده از خود به جای بگذارد.برای درک بهتر این موضوع حالتی را در نظر بگیرید که رویداد مد نظر واحد روابط عمومی در قالب یک مقاله توسط واحد تولید محتوا، تولید و انتشار یابد و سپس واحد روابط عمومی از آن محتوا حمایت کند. به عنوان مثال، واحد روابط عمومی از خوانندگان بخواهد تا نظر خود را در مورد این اتفاق و این محتوا بیان کنند. به این ترتیب، این محتوا در معرض دید افراد زیادی قرار می گیرد و از منظر موارد مربوط به بهینه سازی از امتیاز خوبی برخوردار می شود.اولین نکته ای که باید پیش از طراحی و استفاده از استراتژی محتوا بدانید این است که استراتژی محتوا تبلیغات محور نیست و استفاده از تبلیغات و معرفی برند در تولید محتوا، می تواند تأثیر بدی بر برند شما بگذارد و مخاطبان به مرور زمان دست از بررسی محتوای شما بکشند. در این مواقع باید از روابط عمومی کمک گرفت زیرا یکی از وظایف اصلی روابط عمومی تبلیغ است. اگر بخواهیم این موضوع را از زاویه متفاوتی مورد بررسی قرار دهیم، باید بدانید که مهم نیست که چه اندازه محتوای آموزشی توسط شما و کسب و کارتان تولید می شود. مخاطبان تا وقتی که شما را نشناسند، به حرف هایتان اعتماد نخواهند کرد. از طرفی، برای شما نیز می تواند برقراری ارتباط با مخاطبان در چنین شرایطی بسیار سخت و طاقت فرسا باشد. در چنین شرایطی روابط عمومی با آگاهی بخشی به مخاطبان مسیر را برای شما هموار می کند. روابط عمومی با معرفی شما و برندتان، ذهن مخاطبان را برای شنیدن سخنان شما آماده می سازد. روابط عمومی با معرفی شما و برند به مخاطبان، باب مذاکره را باز می کند و در پله بعدی، با استفاده از استراتژی محتوا و تولید محتوا این ارتباط استمرار می یابد. بهینه سازی برای موتورهای جست وجوهرجا سخن از تولید محتوا در بستر وب باشد، ناگزیر مباحث مربوط به سئو یا بهینه سازی موتورهای جست وجو مطرح می شود. با ادغام فعالیت های بازاریابی محتوا و روابط عمومی می توانید در بهینه سازی محتوا برای موتورهای جست وجوگر به سرعت پیشرفت کنید. همانطور که دیدید، با استفاده از ابزار روابط عمومی می توان نرخ بازدید محتوا را به طرز چشمگیری در زمان اندکی افزایش داد و علاوه بر آن مخاطبان را پیش از مشاهده و بررسی محتوا دچار اشتیاق و کنجکاوی کرد. با استفاده از استراتژی روابط عمومی می توان از کانال های مختلفی از جمله شبکه های اجتماعی نیز به صورت مستقیم بازدیدکننده برای محتوای تولیدشده فراهم کرد. این افزایش تعداد بازدید، می تواند به شکل محسوسی جایگاه و اعتبار وب سایت را از منظر موتورهای جست وجوگر بهبود ببخشد.بدون شک تا به اینجا به این نتیجه رسیده اید که روابط عمومی و بازاریابی محتوا در یک جبهه و علیه یک دشمن در نبرد هستند. به همین دلیل ادغام استراتژی های روابط عمومی و بازاریابی محتوا می تواند به رشد هر یک از این دو واحد و در نهایت کل کسب و کار کمک چشمگیری کند. پس زمان را هدر ندهید و از همین الان اولین اقدامات را برای ادغام استراتژی های این دو واحد آغاز کنید.

فرهنگ مانع تراشی برای استارت آپ ها را تغییر د هیم!

درخواست حذف این مطلب
فرهنگ مانع تراشی برای استارت آپ ها را تغییر د هیم!سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور تاکید کرد ۲۵ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/f4frguسورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور د ر نشست شورای اد اری استان مرکزی که با حضور جمعی از مد یران معاونت علمی و فناوری و مسئولان استان مرکزی برگزار شد ، با تأکید بر اینکه باید نوآوری شرکت های د انش بنیان و فناور به صنایع تزریق شود ، بیان کرد : «استان مرکزی، د ارای ظرفیت های بالقوه د ر صنایع بزرگ است اما این صنایع د ر پیوند با نوآوری شرکت های د انش بنیان و فناور شکوفا می شود .» سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور د ر نشست شورای اد اری استان مرکزی که با حضور جمعی از مد یران معاونت علمی و فناوری و مسئولان استان مرکزی برگزار شد ، با تأکید بر اینکه باید نوآوری شرکت های د انش بنیان و فناور به صنایع تزریق شود ، بیان کرد : «استان مرکزی، د ارای ظرفیت های بالقوه د ر صنایع بزرگ است اما این صنایع د ر پیوند با نوآوری شرکت های د انش بنیان و فناور شکوفا می شود .»معاون علمی و فناوری رئیس جمهور با تأکید بر ضرورت تغییر فرهنگ ایجاد مانع برای کسب وکارها، گفت: «د ر اقتصاد مبتنی بر منابع زیرزمینی، کسب وکارها به راحتی تعطیل می شوند و به راحتی برای ایجاد موانع بر سر راه کسب وکارها تصمیم گیری می شود اما باید این فرهنگ اصلاح شود و به این باور برسیم که حذف کسب وکارهای د اخلی، خیانتی بزرگ به کشور است.»او اد امه د اد : «این فرهنگ ناد رست، د ر حوزه کسب وکارهای د انش بنیان و استارت آپی حساسیت برانگیزتر است، زیرا با ایجاد مانع بر سر راه هریک از استارت آپ های د اخلی، عملا مید ان برای نمونه های مشابه خارجی این کسب وکارها و تصاحب بازار توسط آنان باز می شود .»ستاری با اشاره به آغاز شد ن روند اصلاح فرهنگ اقتصاد ی گفت: «خوشبختانه فرهنگ استفاد ه و حمایت از استارت آپ ها به خصوص د ر حوزه خد مات به یک «روند » بد ل شد ه و همه روزه شاهد ارائه خد مت و قابلیت تازه ای از سوی این استارت آپ ها هستیم؛ به د لیل مرد می بود ن و سازگاری با نیازهای عموم جامعه، شاهد یم که استقبال از این استارت آپ ها رو به رشد است.»کلمات کلیدی: استارتاپاستارت_آپشرکت_دانش_بنیان

هوای بهتر را با سنسیبو تجربه کنید

درخواست حذف این مطلب
هوای بهتر را با سنسیبو تجربه کنید۲۵ mordad 1397بدون دسته بندیhttps://goo.gl/6aht8fسنسیبو اسکای (sensibo sky window) دستگاهی است که لوازم خانگی را هوشمند می کند. تنها به دستگاه تهویه هوا (پنجره، اسپلیت) که مجهز به کنترل از راه دور است، نیاز دارید تا بتوانید از سنسیبو برای کنترل آن از طریق تلفن هوشمند، تنظیم و تایمر و غیره استفاده کنید. سنسیبو اسکای (sensibo sky window) دستگاهی است که لوازم خانگی را هوشمند می کند. تنها به دستگاه تهویه هوا (پنجره، اسپلیت) که مجهز به کنترل از راه دور است، نیاز دارید تا بتوانید از سنسیبو برای کنترل آن از طریق تلفن هوشمند، تنظیم و تایمر و غیره استفاده کنید.یک ترموستات تعبیه شده در دستگاه به طور خودکار و بر اساس شرایطی که مشخص می کنید، تهویه هوا را تنظیم خواهد کرد. می تواند به طور خودکار و زمانی که خانه را ترک می کنید، دستگاه را خاموش و زمانی که به خانه می رسید، آن را روشن کند. البته می توانید آن را با الکسا و دستیار گوگل نیز کنترل کنید.سنسیبو اسکای می تواند هر دستگاه تهویه هوای مجهز به کنترل از راه دور اینفرارد را به یک دستگاه هوشمند تبدیل کند. اگر شما یک سیستم تهویه هوای مرکزی داشته باشید یا اگر در یک شرایط آب و هوایی معتدل زندگی کنید، استفاده از ترموستات های هوشمند بسیار مفید خواهد بود، اما بر خلاف اسکای، هیچ یک از آنها نمی توانند دستگاه تهویه هوای اتاق روی پنجره یا دیوار را کنترل کنند.اسکای به روتر شما وصل می شود و اپلیکیشن سنسیبو در تلفن هوشمند شما جایگزین دستگاه از راه دور خواهد شد. این امر به شما امکان می دهد تا وقتی می خواهید دستگاه تهویه را خاموش و روشن کنید، یک برنامه زمانی ایجاد کنید یا می توانید از هر کجا و با دسترسی به اینترنت دستگاه تهویه هوای خود را کنترل کنید.اسکای همچنین به شما امکان می دهد تا با فرمان های صوتی دستگاه تهویه هوا را کنترل کنید. به علاوه سنسیبو یک api باز دارد که به اشخاص ثالث امکان می دهد رابط هایی را برای اکوسیستم هوشمند سامسونگ، هوم بریج، اوپن هاب و غیره بسازند.نصب سنسیبو اسکای شبیه به قرار دادن یک ترموستات جدید است اما نیاز به سیم کشی کمتری دارد. کافی است دستگاه را روی دیوار نصب کنید، آن را به برق زده و به شبکه وای فای وصل کنید. اسکای کدهای کنترل از راه دور دستگاه تهویه هوای شما را یاد می گیرد. اگر چندین دستگاه تهویه در خانه وجود داشته باشد، می توانید چندین اسکای را نصب کرده و تمام آنها را از طریق یک اپلیکیشن همراه کنترل کنید.اسکای حسگرهایی دارد که دما و رطوبت اتاق را کنترل می کنند، اما این بدان معنی نیست که تنظیمات ترموستات داخلی دستگاه تهویه هوا را تشخیص دهد.کلمات کلیدی: الکسا

چگونه اینفلوئنسر شویم؟

درخواست حذف این مطلب
در حال حاضر در فضای مجازی افرادی وجود دارند که در میان سایر کاربران از محبوبیت بالایی برخوردار هستند. این محبوبیت از جنس محبوبیت سلبریتی ها نیست. محبوبیت اینفلوئنسرها از صداقت و تجربه شان نشأت می گیرد. اینفلوئنسرها فالوئرهای زیاد و وفاداری دارند که مدام در حال پیگیری و حمایت از آنها هستند. به همین دلیل نوع جدیدی از بازاریابی به نام اینفلوئنسر مارکتینگ در فضای کسب و کار فعالیت خود را آغاز کرده است.اینفلوئنسر مارکتینگ توانسته است بسیاری از کسب و کارها را متحول و ادبیات جدیدی را به فضای کسب و کار وارد کند. به همین سبب بسیاری از افراد فعالیت های خود را مبنی بر تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر آغاز کرده اند اما در این مسیر نتوانسته اند موفقیت چشمگیری را به دست بیاورند. در این مقاله قصد داریم تا با بیان مهم ترین روش های تبدیل شدن به اینفلوئنسر، این مسیر را برای شما علاقه مندان هموار کنیم:برای تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر در فضای مجازی باید اقدام به تولید محتوا کنید. تولید محتوا نیز با توجه به گستردگی علایق مخاطبان، می تواند دشواری های خاص خود را به همراه داشته باشد. به همین دلیل باید موقعیت و جایگاهی که قصد ادامه فعالیت در آن را دارید، برای خود مشخص کنید. در ابتدا باید این سؤال را از خود بپرسید: مخاطبانی که قصد تأثیرگذاری بر آنها را دارید، دارای کدام نوع شخصیت و پرسونا هستند و نسبت به چه نوع محتوایی واکنش نشان می دهند.شبکه اجتماعی اینستاگرام جایی است که ۹۳درصد از فعالیت های اینفلوئنسر مارکتینگ و اینفلوئنسرها در آن انجام می شود. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که این آمار، نشان از این نیست که اینستاگرام شبکه ای کامل برای تولید محتوا و اینفلوئنسر مارکتینگ باشد. شبکه اجتماعی ایده آل برای انجام فعالیت های مربوط به اینفلوئنسر مارکتینگ شبکه ای است که تعداد مخاطبان هدف شما در آن حداکثر باشد. یکی از رایج ترین روش های مدیریت شبکه های اجتماعی و تولید محتوای شبکه های اجتماعی قانون ۵-۳-۲ است. بر اساس این قانون از هر ۱۰ مقاله ای که نوشته می شود، ۵ عدد از مقاله ها باید ناب و باکیفیت باشند که توسط شخص ثالثی نوشته شده باشند و ۳ مقاله باید به صورت آموزشی و خبری باشند که توسط شما نوشته شده باشند. ۲ مقاله نیز باید در مورد شما نوشته شود. تولید محتوا و اهمیت انتشاربا کیفیت ترین محتوا اگر توسط بازدیدکنندگان دیده نشود و آنها را درگیر نکند، دارای ارزش نیست و در فرآیند اینفلوئنسر مارکتینگ کارکرد مثبتی به همراه نخواهد داشت. به همین دلیل مدیریت شبکه های اجتماعی در این مورد دارای اهمیت ویژه ای است. احتمال دیده شدن محتوای تولیدی توسط شما با زمان انتشار آن دارای رابطه است. زمانی که برای انتشار مطالب انتخاب می کنید، بسیار حائز اهمیت است. دلیل اصلی این اهمیت به تعداد کاربران آنلاین در ساعت انتشار محتوا باز می گردد. شما همواره باید بخشی از تمرکز خود را به تقویت شبکه فالوئرها و افزایش تعداد آنها اختصاص دهید. یکی از بهترین روش های تقویت و گسترش شبکه مخاطبان، نوشتن در وبلاگ هاست. با نوشتن در وبلاگ ها رفته رفته افراد بیشتری با نام شما آشنا می شوند و احتمال اینکه این افراد در شبکه های اجتماعی نیز به دنبال شما باشند، افزایش می یابد. علاوه بر این نگارش پست به صورت نویسنده مهمان نیز می تواند موجب تسریع فرآیند شود. یکی از مهم ترین وظایفی که اینفلوئنسر مارکتینگ باید به آن توجه داشته باشد، پاسخ به نظرات و سؤالات کاربران در صفحات شبکه های اجتماعی است. پاسخ دادن به نظرات و سؤالات فالوئرها به آنها این پیام را می رساند که برای شما ارزشمند هستند و تصویر مثبتی از شما در ذهن آنها به جای می گذارد.البته به این نکته نیز باید توجه داشته باشید که همواره در نظرات فالوئرها نباید انتظار عکس العمل مثبت داشته باشید. یکی از مهم ترین بخش های مدیریت شبکه های اجتماعی، بررسی آمارها و در نهایت ارزیابی عملکرد است. در حال حاضر فرآیند ارزیابی عملکرد و داد ه های مربوط به صفحه شما در شبکه های اجتماعی توسط کسب و کارهای بسیاری می تواند مورد بررسی و تحلیل قرار بگیرد. این کسب و کارها اطلاعات مفیدی از وضعیت فعلی صفحه شما را ارائه می کنند که در مدیریت شبکه های اجتماعی و اینفلوئنسر مارکتینگ می تواند کمک بزرگی به شما بکند.